من عاشق توهستم واین عشق عارنیست
عاشق شدن برای دل من شعارنیست
درشهرعشق این دل سرشارازصفا
جز تو در این زمانه یکی شهریارنیست
بی نرگس توهرچه بروید گل این زمان
در باغ روزگار ، به عالم ،بهارنیست
رسوای عام وخاصم ودرچهره دلم
ازحسرت حضورتوهیچ آشکارنیست
دانند ساکنان دو عالم ، دل مرا
بی التفات چشم توهیچ اعتبارنیست
من عاشق توهستم ودربزم عشق تو
جزجرعه نوشی ازلب معشوقه کارنیست
زانرو که امر، امردل ومقتضای ما
در کارگاه حضرت عشق اختیارنیست
گفتی درآ به مجلس وجامی به دست گیر
شأن شهید عشق شدن انتظارنیست