منابع:
کتاب : تفسیر حکیم ج2
نوشتہ : استاد حسین انصاریان
ابن عباس به نقل صدوق از رسول خدا روایت مىکند:
خدا را فرشتهاى است به نام سخائیل که در کنار هر نمازى از خداوند براى نمازگزاران برات مىگیرد.
هنگامى که مؤمنان شب را به پایان مىبرند و برمىخیزند و وضو مىگیرند و نماز صبح را به جاى مىآورند براى آنان از خدا براتى مىگیرد که در آن نوشته شده:
«انا الله الباقى، عبادى و امائى فى حرزى جعلتکم، و فىحفظى وتحت کنفى صیرتکم و عزتى لاخذلتکم وانتم مغفور لکم ذنوبکم الى الظهر:»
من خداى پایندهام، بندگانم و کنیزانم شما را در حصار استوارم قرار دادم، و در حفظ و حراستم بردم، به عزتم سوگند شما را وا نمىگذارم، گناهانتان تا ظهر مورد مغفرت است.
چون ظهر شود و به وضو و نماز برخیزند برائت دوم را از خدا براى آنان مىگیرد که در آن نوشته شده:
«انا الله القادر، عبادى و امائى بدلت سیاتکم حسنات وغفرت لکم السئیات و احللتکم برضاى عنکم دارالجلال:»
من خداى توانایم، بندگانم و کنیزانم، زشتىهایتان را به خوبىها تبدیل کردم، گناهانتان را آمرزیدم و به خاطر خوشنودىام از شما، شما را به خانه جلال وارد نمودم.
و چون به وضو و نماز عصر اقدام کننده برائت سوم را از خدا براى آنان مىگیرد که در آن نوشته شده:
«انا الله الجلیل جل ذکرى، وعظم سلطانى، عبیدى و امائى حرکت ابدانکم على النار، و اسکنتکم مساکن الابرار، و دفعت عنکم برحمتى شر الاشرار:»
من خداى بزرگم، و ذکرم بزرگ است، و سلطنتم عظیم است، بندگانم و کنیزانم، بدنهایتان را بر آتش دوزخ حرام کردم، و شما را در مسکنهاى نیکان مسکن دادم، و به رحمتم شر اشرار را از شما دفع کردم.
و چون وقت مغرب شود و به وضو و نماز برخیزند برائت چهارم را براى آنان مىگیرد که در آن نوشته شده:
«انا الله الجبار الکبیر المتعال عبیدى و امائى صعد ملائکتى من عندکم بالرضا و حق على ان ارضیکم واعطیکم یوم القیامة منیتکم:»
من خداى جبران کننده بزرگ و برترم، بندگانم و کنیزانم فرشتگانم از نزد شما با خوشنودى رضا صعود کردند، بر عهده من است که شما را خوشنود کنم، و روز قیامت همه خواستههاى شما را به شما عطا کنم.
و هنگامى که وقت عشا برسد و به وضو و نماز اقدام کنند برائت پنجم را از خدا براى آنان مىگیرد که بر آن نوشته شده:
«انى انا الله لا اله غیرى ولا رب سواى عبادى وامائى فى بیوتکم تطهرتم، والى بیوتى مشیتم وفى ذکرى خضتم و حقى عرفتم و فرائضى ادیتم اشهدک یا سخائیل و سائر ملائکتى انى قد رضیت عنهم.»
منحصراً خداى بر حق بر منم، معبودى جز من نیست، پروردگارى غیر من وجود ندارد، بندگانم و کنیزانم در خانههایتان وضو گرفتید، و به سوى خانههایم مساجد رفتید و در یادم افتادید، و حقم را شناختید و واجباتم را ادا کردیداى سخائیل و دیگر فرشتگان شاهد باشید از همه اینان راضى و خوشنود شدم. «1» حضرت صادق (ع) مىفرماید:
«یؤتى بشیخ یوم القیامة فیدفع الیه کتابه ظاهره مما یلى الناس لا یرى الا مساوى فیطول ذلک علیه فیقول: یا رب أتامرنى الى النار فیقول الجبار جل جلاله یا شیخ انا استحیى ان اعذبک و قد کنت تصلى فى دار الدنیا، اذهبوا بعبدى الى الجنة:» «2»
پیرمردى را در قیامت مىآورند، پروندهاش را به دستش مىدهند، ظاهر پرونده امورى است که مردم آن را دنبال مىکنند و جز گناهان و بدىها در آن دیده نمىشود، کار بر او طولانى مىشود، مىگوید خدا مرا به رفتن به دوزخ فرمان مىدهى؟ خداى جبار مىگوید: پیرمرد من حیا مىکنم تو را عذاب کنم در حالى که در دنیا نماز مىخواندى، فرشتگانم بنده مرا به بهشت ببرید.
عبدالعظیم حسنى از حضرت عسگرى روایت مىکند که خدا با موسىبنعمران سخن گفت، موسى پرسید معبودا پاداش کسى که نمازهایش را به وقت معینش مىخواند چیست؟ حضرت حق فرمود:
«اعطیته سؤله و ابیحه جنتى:» «3»
خواستههایش را به او عطا مىکنم، و بهشتم را براى او حلال و مباح مىنمایم.
حضرت باقر (ع) مىفرماید:
مردى ثقفى به محضر پیامبر آمد و از آن حضرت از پاداشى که براى خواندن نمازش مقرر شده پرسید، حضرت فرمود:
«اذا قمت الى الصلاة وتوجهت و قرأت ام الکتاب و ما تیسر من السور ثم رکعت فاتممت رکوعها وسجودها وتشهدت وسلمت غفر کل ذنب فیما بینک وبین الصلاة التى قدمتها الى الصلاه المؤخره فهذا لک فى صلاتک:» «4»
هنگامى که براى نماز برخاستى، و روى به قبله آوردى و سوره فاتحه و به دنبالش هر سورهاى که میسر بود خواندى، آنگاه به رکوع و سجود در آمدى و آن را تمام کردى و تشهد و سلام را به جاى آوردى هر گناهى که میان تو و نماز ادا شده تا نماز بعدى قرار دارد آمرزیده مىشود، این است پاداش تو به خاطر نمازى که خواندى.
حضرت صادق (ع) مىفرماید:
«یؤتى بعبد یوم القیامة لیست له حسنة فیقال له: اذکروا تذکر هل لک من حسنة قال فیتذکر فیقول: یا رب ما بى حسنة الا ان فلاناً عبدک المؤمن مّریى فطلبت منه ماء فاعطانى ماء فتوضات به و صلیت لک قال: فیقول الرب تبارک و تعالى: قد غفرت لک ادخلوا عبدى الجنة:» «5»
شخصى را در قیامت مىآورند که براى او حسنهاى نیست، به او مىگویند یاد کن یا به خاطر آر که آیا حسنهاى براى تو هست؟ پس به خاطر مىآورد و مىگوید پروردگارم براى من حسنهاى نیست مگر این که فلان بنده مؤمنت روزى بر من گذشت، من از او درخواست آب کردم، او هم به من آب داد، من با آن آب وضو گرفتم و براى تو نماز خواندم، خدا مىفرماید تو را آمرزیدم، اى فرشتگان بندهام را وارد بهشت کنید.
«عن النبى (علیهما السلام) قال: ان احب الاعمال الى الله عزوجل الصلاة والبر والجهاد:» «6»
از رسول خدا روایت شده: یقیناً محبوبترین اعمال به سوى خدا، نماز و نیکى و جهاد است.
حضرت رضا (ع) از پدرانش از رسول خدا روایت مىکند که پیامبر فرمود:
«من ادى فریضة فله عند الله دعوة مستجابة:» «7»
کسى که واجبى را انجام دهد، براى او نزد خدا دعاى مستجاب مقرر است.
حضرت صادق (ع) فرمود:
«اما والله انکم لعلى دین الله و ملائکته فاعینونا على ذلک بورع و اجتهاد، علیکم بالصلاة و العبادة، علیکم بالورع:» «8»
آگاه باشید به خدا سوگند شما شیعه بر دین خدا و فرشتگانش هستید، پس ما را بر حفظ این دین به پاکدامنى و کوشش مثبت کمک کنید، بر شما باد به نماز و عبادت، بر شما باد به پاکدامنى.
حضرت رضا (ع) از پدرانش از امیرالمؤمنین (ع) روایت مىکند که حضرت فرمود:
«اوصیکم بالصلاة و حفظها فانها خیرالعمل و هى عمود دینکم:» «9»
شما را به نماز و مواظبت و حفظ آن سفارش مىکنم، زیرا نماز بهترین عمل و ستون و پایه دین شماست.
از رسول خدا روایت شده:
«حبب الى من دنیاکم: النساء و الطیب و جعل قرة عینى فى الصلاه:» «10»
از دنیاى شما سه چیز محبوب من است: زنان، بوى خوش، و دل خوشىام را در نماز قرار دادهاند.
در توضیح این روایت گفته شده که مراد پیامبر این است که سه لذت مشروع محبوب من است، ازدواج، بوى خوش، نماز یا نماز نمازگزار ازدواج کرده و نماز نمازگزارى که عطر استعمال نموده نمازى افضل از نماز دیگران است.
ادریس قمى مىگوید از حضرت صادق (ع) پرسیدم:
الْباقِیاتُ الصَّالِحاتُ* که در قرآن آمده چیست؟ حضرت فرمود:
«هىالصلاة فحافظوا علیها:» «11»
الْباقِیاتُ الصَّالِحاتُ* نماز است، بر نماز محافظت کنید.
پیامبر فرمود:
«اول ما ینظر فىعمل العبد فى یوم القیامة فى صلاته فان قبلت نظر فى غیرها و ان لم تقبل لم ینظر فى عمله بشیئى:» «12»
به اول چیزى که از اعمال عبد در قیامت نظر مىشود نماز اوست، اگر پذیرفته شود به دیگر اعمالش نظر مىشود، اگر پذیرفته نشود به چیزى از عملش نمىنگرند.
از حضرت صادق (ع) روایت شده:
«صلاة فریضة خیر من عشرین حجة و حجة خیر من بیت مملو ذهباً یتصدق منه حتى یفنى او حتى لا یبقى منه شیئى:» «31»
یک نماز واجب از بیست حج بهتر است و یک حج بهتر است از خانهاى که پر از طلا باشد، از آن صدقه دهند تا پایان یابد یا چیزى از آن نماند.
از حضرت باقر (ع) روایت شده:
«لا تتهاون بصلاتک فان النبى (علیهما السلام) قال عند موته: لیس منى من استخف بصلاته، لیس منى من شرب مسکراً لا یرد على الحوض لا و الله:» «41»
نمازت را سبک مشمار، زیرا رسول خدا هنگام مرگش فرمود: هر کس نماز را سبک بشمارد از من نیست، هر کس شراب بنوشد از من نیست، به خدا قسم کنار حوض کوثر بر من وارد نمىشود.
حضرت صادق (ع) فرمود:
«ان شفاعتنا لا تنال مستخفا بالصلاة:» «51»
بىتردید شفاعت ما به کسى که نماز را سبک بشمارد نمىرسد.
از پیامبر اسلام روایت شده است:
«لا تضیّعو صلاتکم فان من ضیع صلاته حشر مع قارون و هامان و کان حقا علىالله ان یدخله النار مع المنافقین:» «16»
نمازتان را ضایع مکنید، زیرا کسى که نمازش را ضایع کند با قارون و هامان محشور مىشود، و بر خداست که او را با منافقان وارد دوزخ کند.
حضرت صادق (ع) مىفرماید:
«اول ما یحاسب به العبد الصلاة فان قبلت قبل سائر عمله و اذا ردت رد علیه سائر عمله:» «17»
اول چیزى که عبد را به آن محاسبه مىکنند نماز است، اگر پذیرفته شود دیگر اعمال او پذیرفته مىشود، و اگر مردود گردد دیگر اعمالش نیز مردود خواهد شد.
«عن ابىعبدالله (ع) قال: ان تارک الصلاة کافر:» «18»
از حضرت صادق (ع) روایت است: بىتردید بىنماز کافر است.
حضرت صادق از پدرش امام باقر از جابر از رسول خدا روایت مىکند:
«ما بین الکفر و الایمان الا ترک الصلاة:» «19»
میان کفر و ایمان جز ترک نماز چیزى نیست.
روایت بسیار مهمى از رسول خدا دربارهبىنماز نقل شده که دانستنش براى همه لازم است:
هر کس نماز را ترک کند خداى متعال او را به پانزده عقوبت مبتلا کند، شش عقوبت در دنیا، و سه عقوبت نزدیک مرگ، و سه عقوبت در قبر و سه عقوبت در قیامت:
اما شش عقوبت در دنیا:
اما سه عقوبت نزدیک مرگ:
اما سه عقوبت در قبر:
اما سه عقوبت در قیامت:
در کتاب پر ارزش اسرار نماز علامه شیخ عبدالحسین تهرانى این روایات از مصادر عصمت و طهارت نقل شده است:
«الصلاة نورالمؤمن، الصلاة نور، افضل الاعمال بعد الایمان الصلاة، الصلاة کفارات للخطاء، الصلاة معراج امتى، علم الایمان الصلاة:» «20»
نماز نور مؤمن است، نماز نور است، برترین عمل پس از ایمان نماز است، نماز کفاره گناهان است، نماز معراج امت من است، نشانه ایمان نماز است.
براى این که به بخشى از معانى و حقایق و اسرار نماز واقف شوید در جلد اول این تفسیر به شرح و توضیح سوره مبارکه حمد که از ارکان نماز است مراجعه کنید.
من علاقه داشتم بیش از این به روایات نماز و نکات بسیار مهمى که در آن روایت است بپردازم، ولى به نظرم رسید که شرح و توضیح نماز اثرى در چند جلد نیاز دارد، به این خاطر به همین مقدار که اشاره شد و براى درک عظمت نماز کافى است قناعت مىکنم.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- امالى صدوق، 41- 42. بحار، ج 82، ص 203.
(2)- خصال، ج 2، ص 115.
(3)- بحار، ج 82، ص 204، ح 5.
(4)- امالى صدوق، 125.
(5)- خصال، ج 1، ص 15.
برداشت از پایگاه شیخ حسین انصاریان http://www.erfan.ir
(6)- بحار، ج 82، ص 206، ح 10.
(7)- عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 28.
(8)- امالى طوسى، ج 1، ص 31.
(9)- بحار، ج 82، ص 209، ح 20.
(10)- بحار، ج 82، ص 211.
(11)- تفسیر عیاشى ج 2، ص 327.
(12)- بحارج 82، ص 227، ج 53.
(13)- کافى ج 3، ص 265.- تهذیب، ج 1، ص 203
(14)- وسائل ج 3، ص 15.
(51)- بحار ج 82، ص 235، ج 63.
(16)- وسائل ج 3، ص 19.
(17)- وسائل ج 3، ص 22.
(18)- وسائل ج 3، ص 29.
(19)- وسائل ج 3، ص 29.
(20)- اسرار الصلاه تهرانى، 24- 29.
در این مورد اقوال و نظرات مختلفی بیان شده است که باختصار نظری به تک تک آن ها می اندازیم:
در یکی از کتب معتبر اهل سنت (سنن دارمی جلد اول صفحه ۴۳) از ابن جوزی
روایت شده که روزی قحطی شدیدی در مدینه بوجود آمد، مردم نزد عایشه همسر
پیامبر آمدند، او گفت به قبر پیامبر بنگرید آنان نیز دریچه ای از سقف قبر
آن حضرت به آسمان باز کردند بطوری که میان قبر و آسمان هیچ سقف و پوششی
نبود در این حال رحمت الهی از آسمان نازل شد.
بعد ها باز کردن این دریچه
هنگام خواندن نماز باران جزو سنت های مردم مدینه شد که تا قرن نهم زمان
حیات سمهودی ادامه داشته و از آن زمان تا کنون نیز بر گنبد قابل مشاهده
است.
دقیقا به موازات این پنجره بر روی گنبد سبز ، بر روی گنبد زیرین نیز پنجره ای وجود دارد . چند نکته:
اولا :
در زمان عایشه بر قبر مطهر گنبدی ساخته نشده بود. شاید تنها رواندازی از
جنس پارچه بر روی آن قرار داده بودند و مردم در واقع حائل بین قبر و آسمان
را برداشتند به این صورت معنی این روایت این است که آسمان با دیدن قبر مطهر
حضرت اندوهگین شده و بارش باران نمادی از اشک آسمان درفراق پیامبری جاری
شد که خدا در شأن او فرمود: لولاک لما خلقت الافلاک
ثانیا : این اتفاق که در کتب اهل سنت نیز به آن
اشاره شده با این اعتقاد وهابیون که استمداد و توسل به اشخاص بعد از مرگشان
شرک است در تضاد است. چه اینکه طبق این روایت مردم پس از رحلت پیامبر صلی
الله علیه و آله و در زمان عایشه همسر ایشان و با توصیه او متوسل به پیامبر
و قبر شریف آن حضرت شدند.
ثالثا : سالیان سال است که این پنجره را هنگام خواندن نماز باران باز نمی کنند گو اینکه علت آن بی اعتقادی وهابیون به این گونه مسائل است.
رابعا: اگر از زاویه ای دیگر به این روایت نگاه
کنیم نمی توان به این دست روایات زیاد اعتماد کرد چرا که کتب اهل سنت مشحون
و پر از روایاتی است که در صدد فضیلت تراشی برای عایشه هستند. واقعا این
سوال جدی است که اگر در مدینه قحطی شده چرا مردم نزد علی علیه السلام که
آگاه ترین مردم و نزدیک ترین آنان به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
بود نرفتند. و یا سراغ یکی از صحابه نزدیک پیامبر همچون سلمان و مقداد و
ابوذر نرفتند و یا حتی نزد خلیفه اول که خلافت مسلمین را یدک می کشید
نرفتند تا از او در این رابطه سوال کنند!!.
از این رو صحت این دست روایات که به گونه ای ظریف از میان همسران پیامبر تنها پای عایشه را به میدان می کشد، قابل تأمل است.
سمهودی تاریخ نگار معروف قرن نهم نقل می کند: گنبد مسجد النبی دو سقف داشت که بر سقف بالایی پنجره ای مشرف بر سقف زیرین بود.
لازم
به ذکر است ساخت گنبد های دو جداره در آن زمان مرسوم بوده و هم اینک نیز
در ساخت گنبدها از این تکنیک استفاده می شود.از نظر فنی و مهندسی این نوع
ساخت گنبد استحکام گنبد را افزایش داده و عمر آن را دوچندان می کند.
اما گذاشتن پنجره بر روی گنبد بیرونی ممکن است به یکی از جهات زیر باشد:
اول : این پنجره وظیفه رساندن نور را به فضای ما
بین دو گنبد برعهده داشته است. چه اینکه با وجود نبود وسایل نور دهی این
کار روش مناسبی به نظر می رسیده است.
شبیه این کار در مورد کعبه مکرمه
نیز وجود داشت که در اطراف کعبه سنگهای مرمری را تعبیه کرده بودند تا فضای
مابین سقف اول و دوم کعبه با تابش نور خورشید به این سنگ ها روشن شود.
دوم : این پنجره در واقع تنها راه ورودی برای رفتن به روی گنبد بوده است.
بنظر می رسد با توجه به نقدهایی که به قول اول وارد است این قول قابل قبول باشد.
در برخی از سایت های اینترنتی چنین آمده که پس از این که وهابیون گنبد و ضریح امامان بقیع علیهم السلام را تخریب کردند تصمیم گرفتند تا گنبد مرقد مطهر پیامبر صلی الله علیه وآله را نیز تخریب کنند. بدین جهت یکی از آنان از گنبد بالا رفته و در حالی که قصد داشته اولین ضربه را بزند صاعقه ای می زند و او بیهوش شده و می میرد.
پس از آن هیچکس نتوانست جنازه او را از سطح گنبد برداشته پایین
آورد. هاتفی از جانب پیامبرصلی الله علیه وآله به یکی از عرفای مدینه خبر
می دهد که نمی توانند این جنازه را از روی گنبد جدا کنند همان جا روی گنبد
او را بپوشانید تا عبرتی برای دیگران باشد.
این قول هیچ استناد تاریخی ندارد و در بررسی های به عمل آمده در آن
ایام چنین اتفاقی نقل نشده است. لذا صحت آن محل تردید جدی است و قابل قبول
نیست. گرچه از نظر اعتقادی اینگونه اتفاقات منعی ندارد.

ماه محرم که فرا می رسید پیراهن مشکی به تن می کردو چفیه سبز رنگی به گردن می انداخت می شد عشق و محبت او به اباعبدالله را در چهره اش دید اما او به شور اکتفا نمی کرد به هیاتی می رفت که بار علمی و معنوی بیشتری داشته باشد . کنار دوستانش می نشست و سینه زنی که شروع می شد عاشقانه سینه می زد.
گفتگو با برادر شهید مدافع حرم عباس دانشگر:
اینکه توانستیم دیندار بمانیم یعنی به مرز شهادت رسیدیم و شهیدیم.پس باید مراقب باشیم

حرکت در مسیر مجاهدت ، چه در جنگ سخت ، چه در جنگ نرم ، بیداری می خواهد .بیداری روح ، بیداری جان و بیداری فکر . کار دشواری است .شناخت مسیر ، پاگذاشت ، ادامه داردن و تما م کردن ، که فقط به کمک خود خداوند امکان پیمودن این راه را ما داریم . خیلی کار دشواری است مجاهدت ، مجاهدت های شخص من اسمش مجاهدت نیست . مجاهدت واقعی را شهدا کردند
سپاه ولیعصر یار می خواهد ، حضرت مهدی در غربت و تنهایی سیر می کند از طرفی استکبار فکر و قلب منطقه و کشورهای مختلف را گرفته است و ما باید به این نکات دقت داشته باشیم خیلی کار داریم .................
گفتگو با برادر شهید مدافع حرم عباس دانشگر:
اینکه توانستیم دیندار بمانیم یعنی به مرز شهادت رسیدیم و شهیدیم.پس باید مراقب باشیم

حاجی تنها چیزی که اینجا نیازه بلد بودن زبان عربیه ... بشدت توصیه کنید دوستان زبان عربی یاد بگیرن خیلی احتیاجه ...
جوان های عرب با انگیزه و مستعد اینجا هستند اما هیچی از معارف اسلام و اهل بیت نمی دونن ما ایرانی ها رو هم خیلی دوست دارند و براشون مهمه ما چجوری زندگی می کنیم و فکر می کنیم اما متاسفانه بخاطر ای که زبان بلد نیستیم نمی تونیم زیاد باهاشون ارتباط بگیریم...
گفتگو با برادر شهید مدافع حرم عباس دانشگر:
اینکه توانستیم دیندار بمانیم یعنی به مرز شهادت رسیدیم و شهیدیم.پس باید مراقب باشیم