-
شهید علی حسینی :دوست دارم در بیت باشم و هر لحظه حضرت آقا را ببینم، دوست دارم ایشان دستور بدهد و من انجام دهم.
شنبه 23 فروردین 1399 10:58
علی کارمند شرکت نفت بود، میگفت: بابا من حاضرم از کارم منتقل شوم و بروم در بیت رهبری جاروکشی کنم، هر کاری در آنجا به من بدهند قبول میکنم؛ دوست دارم در بیت باشم و هر لحظه حضرت آقا را ببینم، دوست دارم ایشان دستور بدهد و من انجام دهم. دروصیتنامهاش نوشته:هیچ وقت ازحق خود در مقابل پیشرفت های کشورمان زیر سایه حضرت آقا...
-
شهید سید علی حسینی کاهکش : اینکه تیر یا ترکش به من و تو اصابت کند و بمیریم که شهادت نیست
شنبه 23 فروردین 1399 08:53
شهید کیهانی که یک سال بعد از علی به شهادت رسید، تعریف میکرد قبل از شهادت علی همه بچهها با عجله در حال آماده شدن برای عملیات بودند، در آن لحظات علی مشغول نوشتن جملهای روی یک کاشی دیواری بود، به علی گفتند که در این موقعیت چه وقت نوشتن است؟ اما علی کار خودش را کرد و جملهاش را نوشت، بچههایی که آماده رفتن به عملیات...
-
گفتگو با خانواده شهید مدافع حرم سید علی حسینی کاهکش : شهادت آن زمان شهادت است و زیباست که به تکلیف عمل کرده باشیم
شنبه 23 فروردین 1399 08:50
وقتی صحبت از جوانان در دوران پیروزی انقلاب و دفاع مقدس به میان میآید همه به روح پاک و بیغل و غش و اوج صفا و خلوص آنان شهادت میدهند. اما بیانصافیست که بخواهیم جوانان امروز را بر حسب ظاهر و نوع پوشش قضاوت کنیم. چه بسا بسیاری از آنها وقتی پای ارزشها که به میان آید پاکبازتر از جوانان قدیم به میدان بیایند. آن هم در...
-
دعا برای برطرف شدن لکنت زبان کودک
چهارشنبه 20 فروردین 1399 18:26
لکنت ناگهانی زبان معمولاً پس از یک حادثه ترسناک بوجود می آید و اغلب یک پدیده مربوط به دوران کودکی است هرچند امکان دارد در بزرگسالان نیز اتفاق بیافتد. لکنت زبان چیست؟ یکی از شایع ترین اختلال های تکلمی که از زمان کودکی شروع می شود لکنت زبان است. لکنت زبان اختلال در نحوهی معمولی سخن گفتن است و میتواند شکل های مختلفی...
-
می نویسم، برای روزهایی که عطر عدالت، کوچه های دلتنگی را لبریز کند
چهارشنبه 20 فروردین 1399 18:22
برای عدالت می نویسم می نویسم، برای روزهایی که عطر عدالت، کوچه های دلتنگی را لبریز کند و نسیم شادی بخش شاپرک ها چتری برای دلخوشی شمعدانی ها باشند. به امید روزی که یک بار دیگر، صدای دلنشین بلال، از مأذنه های شهر بلند شود و خستگی را، از تن منتظران بزداید. به امید روزی می نویسم که پیچک های عاشق، از روشنای پنجره ها بالا...
-
زمان گذشت و قلبم گواهی می دهد که به یقین تو می آیی.
چهارشنبه 20 فروردین 1399 18:21
زمان گذشت... زمان گذشت و قلبم گواهی می دهد که به یقین تو می آیی. تو می آیی و آیینه های زنگار گرفته قرن ها جهالت و سکوت و روزمرگی را دوباره جلا خواهی داد. تو می آیی و قلب های سیاه شده از تنهایی را دوباره با حضور روشنی بخش خود نورانی خواهی کرد. تو می آیی و دلم را خویشاوند تمام پنجره های جهان می کنی. تو می آیی و چشمان...
-
بیا که بی تو...
چهارشنبه 20 فروردین 1399 18:18
بیا که بی تو نه سحر را طاقتی است و نه صبح را صداقتی؛ که سحر به شبنم لطف تو بیدار می شود و صبح، به سلام تو از جا بر می خیزد. بیا که بی تو آینه ها، زنگار غربت گرفته اند. هیچ کس حریم اطلسی ها را پاس نمی دارد و بر داغ لاله ها در هم نمی گذارد. بیا که بی تو، قنوت شاخه ها، اجابتی جز غروب تلخ خزان ندارد. بی تو کدام دست مهر،...
-
فضیلت و اعمال شب و روز نیمه شعبان
چهارشنبه 20 فروردین 1399 18:17
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، ماه مبارک شعبان المعظّم به نیمه رسیده است. پانزدهمین روز از این ماه باعظمت مصادف با سالروز ولادت منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج) است. برای این شب و روز این عید با عظمت، آداب و اعمالی ذکر شده است که در ادامه میخوانید. شب نیمۀ شعبان: شب بسیار مبارکی است، از امام صادق علیهالسلام...
-
توصیۀ آقا مجتبی تهرانی به قرائت دعای شب نیمه شعبان برای دفع بلا
چهارشنبه 20 فروردین 1399 18:08
حجتالاسلام حسین تهرانی از مرحوم آیتالله حاج آقا مجتبی تهرانی نقل کرده که ایشان توصیه فرمود برای سلامتی و دفع بلا و گرفتاری در شب نیمه شعبان بین نماز مغرب و عشاء این دعا 21 مرتبه خوانده شود: بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ اَللّهُمَّ اِنَّکَ عَلِیمٌ حَلِیمٌ ذوُ اَنَاةٍ وَ لاَ طَاقَةَ لَنَا بِحُکْمِکَ یَااللهُ...
-
دلیل غیبت امام عصر (عج) ، خود ماییم
چهارشنبه 20 فروردین 1399 18:06
آقایی میگفت: - البته بنده خود آن آقا را ندیدم، بلکه دیگران برای بنده نقل کردند- که در حرم کاظمین شخصی به صورت جوان بیست و یک ساله در کنار من نماز میخواند. همین قدر فهمیدم که در مدت کم و کوتاه، نمازهای زیادی را با طمأنینه خواند و در تمام قنوتها «عَجّل فرجه» گفت و اسم خودش را هم برد! بله، حضرت غایب عجل الله تعالی...
-
امام زمان (ع) به خاطر گناهان ما خائف است ( امام مهدی از چه نگران است؟)
چهارشنبه 20 فروردین 1399 18:05
در زیارت حضرت غایب عجل الله تعالی فرجه الشریف وارد شده است: «السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخَائِفُ» سلام بر تو ای آراسته بیمناک! با اینکه اگر انسان خائن باشد، باید خائف باشد و شخص مهذب و بیگناه و پاک از کسی بیم ندارد. ولی آن حضرت با آن حریم پاک، از اظهار خود خائف است. بنابراین از گناه ما و اعمال ما است...
-
با توبه از گناهان، خود را آماده کنیم
چهارشنبه 20 فروردین 1399 18:03
اگر ظهور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف نزدیک باشد، باید هر کس خود را برای آن روز مهیا کند. از جمله اینکه از گناهان توبه کند. همین توبه باعث میشود که این همه بلاهایی که بر سر شیعه آمده است که واقعاً بیسابقه است، و بلاهای دیگری که تا قبل از ظهور آن حضرت میآید، از سر شیعه رفع و دفع گردد.
-
حضرت حجت علیه السلام از ما التماس دعا دارد!
چهارشنبه 20 فروردین 1399 18:02
آقایی که زیاد به مسجد جمکران میرود، میگفت: آقا (حضرت غایب عجل الله تعالی فرجه الشریف) را در مسجد جمکران دیدم، به من فرمود: «به دلسوختگان ما بگو برای ما دعا کنند» و یک مرتبه از نظرم غایب شد، نه اینکه راه برود و کمکم از نظرم غایب شود! همین آقا هفته قبل از آن هم، حضرت را در خواب دیده بود. ولی افسوس که همه برای...
-
پنتاگون از کرونا خبر داشت؟ ا انتشار یک گزارش محرمانه در وبسایت «نیشن»
چهارشنبه 20 فروردین 1399 17:55
با وجود ادعاهای مکرر رئیس جمهور آمریکا مبنی بر اینکه شیوع ویروس کرونا تا این اندازه که اکنون آمریکا را درگیر کرده، «قابل پیشبینی» نبوده است، بر اساس مجموعه اسنادی که وبسایت نیشن (The Nation) به دست آورده؛ وزارت دفاع آمریکا از سال ۲۰۱۷ به خوبی از امکان شیوع یک بیماری تنفسی و ویروس عفونی شبیه آنفلوآنزا که هر سال...
-
#YesCalifornia
سهشنبه 19 فروردین 1399 23:47
فقط کافیست ایرانیان از ما حمایت کنند تا آتشی بپا کنیم که مثلش را جهان ندیده مارکوس ایوانز، رئیس جنبش استقلال کالیفرنیا در پیام ویدئویی به مردم ایران: ایران مانند روسیه کشوری مهم است و نقشی راهبردی در اقتصاد جهان دارد. اگر مردم ایران اعلام کنند که کالیفرنیا در صورت استقلال به رسمیت شناخته میشود، آتشی در کالیفرنیا بپا...
-
یا علی ، به من بگو من از کجا بفهمم خدا عبادت های مرا قبول کرد؟از کجا بفهمم خدا گناهان مرا آمرزیده است؟سَلونی قَبلَ اَن تَفقِدونی
سهشنبه 19 فروردین 1399 23:45
سائل پرسید : یا علی ، به من بگو من از کجا بفهمم خدا عبادت های مرا قبول کرد ؟ از کجا بفهمم خدا گناهان مرا آمرزیده است ؟ از کجا بفهمم خدا عبادت های مرا قبول نکرد و مردود اعلام شد ؟ از کجا بفهمم خدا گناهان مرا نیامرزید و در نامه ی عمل من ثبت شد ؟ . . امیرالمومنین فرمود: اگر یک عبادتی انجام داده اید و بعد از آن عبادت ،...
-
طوفان توییتری شب نیمه شعبان فراموش نشه #ThePromisedSaviour
سهشنبه 19 فروردین 1399 23:30
شما می تونید توییتها تون را از سایت زیر انتخاب کنید http://thepromisedsaviour.com/ سیل زلزله آتش سوزی ظهور داعش جنگ در یمن جنگ در عراق جنگ در سوریه ترور قاسم سلیمانی شیوع گسترده کرونا کودک کشی در فلسطین جهان منتظر توست منجی عالَم طوفان توئیتری در شب #نیمه_شعبان در سراسر جهان چهارشنبه ۲۰فروردین ساعت ۲۱ الی۲۳ به وقت...
-
اجازه بدهید در گروهان ما چند حبیب بن مظاهر داشته باشیم تا خداوند به احترام آنها ما را در این عملیات موفق کند
سهشنبه 19 فروردین 1399 12:44
عباس به افراد بزرگتر از خودش خیلی احترام میگذاشت. سه پیرمرد در گروهان ما حضور داشتند. خب به دلیل جهش یکباره من در کارها، دید خاصی به آن سه نفر داشتم. یعنی آنها را ضعیف تر از خودم میدانستم. یک روز به عباس گفتم: این سه پیرمرد را از گروهان بیرون کن، چون دست و پا گیر هستند و یک مرتبه میبینی اسیر دشمن میشوند. عباس...
-
خدایا این چقدر گناه کرده که اینقدر التماس میکند در مقابل تو من باید چکار کنم.
سهشنبه 19 فروردین 1399 12:35
وقتی به ساختمانهای دوکوهه رفتیم، آنجا تمامی ساختمانها به صورت گچ و خاک بود. گویا رژیم طاغوت میخواست آنجا را برای ارتشی بسازد. آن زمان عباس ورامینی تعزیهگردان واقعیگردان حبیب بن مظاهر بود. یعنی اسمش بود که سه گروهان داریم ولی تعزیه گردان و مسئول کل آن بچهها عباس بود. خب ما تازه به برادر وزوایی را دیده بودیم و...
-
آذوقه
سهشنبه 19 فروردین 1399 12:24
سرتاسرِ جزیره را دودِ انفجار گرفته بود. چشم چشم را نمی دید. به یک سنگر رسیدیم. جلوش پر بود از آذوقه. پرسیدیم «اینا چیه ؟ »گفتند « هیچ کس نمی تونه آذوقه ببره جلو. به ده متری نرسیده، می زننش.» زین الدین پشت موتور، جعفری هم ترکش، رسیدند. چند تا بسته آذوقه برداشتند و رفتند جلو. شب نشده، دیگر چیزی باقی نمانده بود.
-
حس مسئولیت پذیری و استقامت شهید مهدی زین الدینی
سهشنبه 19 فروردین 1399 12:23
عراق پاتک سنگینی کرده بود. آقا مهدی، طبق معمول، سوار موتورش توی خط این طرف و آن طرف می رفت و به بچه ها سر می زد. یک مرتبه دیدم پیدایش نیست. از بچه ها پرسیدم، گفتند « رفته عقب.» یک ساعت نشد که برگشت و دوباره با موتور، از این طرف به آن طرف. بعد از عملیات، بچه ها توی سنگرش یک شلوار خونی پیدا کردند. مجروح شده بود، رفته...
-
به تاریخ های روی سنگ قبر نگاه کنید:
سهشنبه 19 فروردین 1399 00:09
به تاریخ های روی سنگ قبر نگاه کنید: تاریخ تولد- تاریخ مرگ؛ آنها فقط با یک خط فاصله از هم جدا شده اند، همین خط فاصله کوچک نشان دهنده تمام مدتی است که ما روی کره زمین زندگی کرده ایم. ما فقط به اندازه یک " خط فاصله" زندگی می کنیم و ارزش این خط کوچک را تنها کسانی می دانند که به ما عشق ورزیده اند... آنچه در زمان...
-
تهذیب نفس، شرط درک خدمت امام زمان (عج)
سهشنبه 19 فروردین 1399 00:08
آیتاللّٰه بهجت (ره): در تهران استاد روحانیی بود که لُمْعَتَیْن را تدریس میکرد، مطّلع شد که گاهی یکی از طلاّب و شاگردانش که از لحاظ درس خیلی عالی نبود، کارهایی نسبتاً خارقالعاده دیده و شنیده میشود. روزی چاقوی استاد (در زمان گذشته وسیله نوشتن قلم نی بود و نویسندگان چاقوی کوچک ظریفی برای درست کردن قلم به همراه...
-
حساسیت روی نماز شب
سهشنبه 19 فروردین 1399 00:01
شاگرد مغازه ی کتاب فروشی بودم. حاج آقا گفت «می خواهیم بریم سفر. تو شب بیا خونه مون بخواب.» بد زمستانی بود. سرد بود. زود خوابیدم. ساعت حدود دو بود. در زدند. فکر کردم خیالاتی شده ام. در را که باز کردم، دیدم آقا مهدی و چند تا از دوستانش از جبهه آمده اند. آن قدر خسته بودند که نرسیده خوابشان برد. هوا هنوز تاریک بود که باز...
-
زدن سیبیل پاسبان
دوشنبه 18 فروردین 1399 23:56
قبل انقلاب، دم مغازه ی کتاب فروشیمان، یک پاسبان ثابت گذاشته بودند که نکند کتاب های ممنوعه بفروشیم. عصرها، گاهی برای چای خوردن می آمد توی مغازه و کم کم با مهدی رفیق شده بود. سبیل کلفت و از بناگوش در رفته ای هم داشت. یک شب، حدود ساعت ده، داشتیم مغازه را می بستیم که سر و کله اش پیدا شد. رو کرد به مهدی و گفت « ببینم، اگر...
-
شهید ابراهیم هادی و نجات معجزه آسای یکی از دوستان ( حضور امام زمان در جبهه ها)
دوشنبه 18 فروردین 1399 23:51
مصطفی هرندی می گوید: خیلی بی تاب بود ، ناراحتی در چهره اش موج میزد . پرسیدم چیزی شده !؟ ابراهیم با ناراحتی گفت : دیشب با بچه ها رفته بودیم شناسایی ، تو راه برگشت ، درست در کنار مواضع دشمن ، ماشاا... عزیزی رفت روی مین و شهید شد . عراقی ها تیر اندازی میکردند و ما هم مجبور شدیم برگردیم . علت ناراحتیش را فهمیدم ، هوا که...
-
خاطره ازدواج
دوشنبه 18 فروردین 1399 23:42
برای عبدالله دنبال همسر می گشتند، تا این که با شهید مصطفی ردانی پور به مشهد می رود. مصطفی خواب امام رضا علیه السلام را می بیند، که به عبدالله بگویید: «چرا نمی روی منزل آقای شکوهنده؟» بعد از بازگشت از مشهد، با این که ماه صفر بود، مادرش با منزل شکوهنده تماس می گیرد و می گوید: «می خواهیم برای خواستگاری برسیم خدمتان.» او...
-
زندان ساواک و هم سلولی شدن با یک زندانی کمونیست
دوشنبه 18 فروردین 1399 23:41
وقتی در زندان ساواک با شکنجه نتوانستند چیزی از زبانش بیرون بکشند، با یک کمونیست هم سلولش کردند. آن کمونیست که متوجه شده بود عبدالله حساس است، تا آب یا غذا می آورند، اول خودش می خورد تا عبدالله نتواند بخورد. چون او کمونیست ها را نجس می دانست. وقتی نماز و قرآن می خواند، زندانی کمونیست مسخره اش می کرد. شب جمعه بود. دل...
-
وقتی «ابراهیم» غرق خون شد خاطره ای از شهید ابراهیم هادی در روز هفدهم شهریور
دوشنبه 18 فروردین 1399 23:34
«صبح روز هفدهم بود. رفتم دنبال ابراهیم. با موتور به همان جلسه مذهبی رفتیم. اطراف میدان ژاله (شهدا). جلسه تمام شد. سروصدای زیادی از بیرون میآمد. نیمههای شب حکومت نظامی اعلام شده بود. بسیاری از مردم هیچ خبری نداشتند. سربازان و ماموران زیادی در اطراف میدان مستقر بودند. جمعیت زیادی هم به سمت میدان در حرکت بود. مامورها...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 18 فروردین 1399 23:31
از پیروزی انقلاب یک ماه گذشت. چهره و قامت ابراهیم بسیار جذابتر شده بود. هر روز در حالی که کت و شلوار زیبایی میپوشید به محل کار میآمد. محل کار او در شمال تهران بود. یکروز متوجه شدم خیلی گرفته و ناراحت است. کمتر حرف میزد، تو حال خودش بود. به سراغش رفتم و با تعجب گفتم: داش ابرام چیزی شده؟ گفت: نه، چیز مهمی نیست....