شهید
«حسین نادری»، ۱۸ ساله بود که به فرماندهی گردان ۴۱۶ عاشورا از لشکر ۴۱
ثارالله (ع) رسید. به این ترتیب حسین نادری جوانترین فرمانده گردان نیروی
زمینی سپاه محسوب میشد.
حاج
قاسم سلیمانی تواناییهای حسین را دیده، به او اطمینان کرده و فرمانده
گردانش کرده بود. شهید نادری در طول دفاع مقدس جواب این اعتماد را داد و
یکی از بهترین فرماندهان لشکر ۴۱ ثارالله به شمار میرفت.
حسین
نادری سال ۱۳۶۱ در ۱۴ سالگی برای اولین بار به صورت بسیجی پا به جبهه
گذاشت. هنوز خیلی جوان بود و آرزوهای زیادی در سر داشت، ولی جنگ برایش
اولین اولویت بود. قبل از اینکه به جبهه برود، بارها گفته بود میخواهد
دکتر شود؛ ولی وقتی جنگ شروع شد، به منطقه رفت و ماندگار شد. پدر وقتی از
رفتن پسرش به جبهه مطلع شد، رو به حسین گفت: «تو که میخواستی دکتر بشوی،
حالا چرا رفتی جبهه و درس را رها کردی؟» حسین لبخندی زد و با هوشمندی تمام
چنین پاسخ داد: «جبهه خودش دانشگاه است. از دکتر شدن هم بهتر است.»
همکلاسیهایش
که بعداً در جبهه همرزم شهید شدند میگویند که شهید نادری از همان دوران
مدرسه یار وفادار انقلاب بود و فعالیتهایی که در مدرسه انجام میشد، با
محوریت او بود، نیروی مدیریتی قوی در وجودش بود. حسین با چنین روحیهای
پوتینهایش را به پا کرد و در گردانهای رزمی سازماندهی شد و اندکی بعد به
سازمان ادوات ورود کرد. جثه بزرگی نداشت و از بقیه نیروها کوچکتر بود،
اما در اراده، استعداد و پشتکار بسیار بزرگ و محکم بود. تدبیر، شجاعت و
قدرت بالای تصمیمگیری در کنار تعبد و اخلاص از حسین نادری، رزمندهای
کاربلد ساخته بود که بهسرعت توانست سمتهایی، چون جانشینی گردان ضدزره،
فرماندهی گردان ضدزره و جانشینی عملیات تیپ ادوات را تجربه کند.
بچههای
گردان ضدزره به حسین لقب شکارچی تانک داده بودند. در عملیات کربلای ۵،
وقتی تانکهای عراقی به طرف نیروهای ایرانی حمله کردند، شهید نادری به
بالای یک خاکریز رفت و آرپیجی را به طرف تانک شلیک کرد. با شلیکهای او
چند تانک منهدم شد و چند تانک دیگر به غنیمت نیروها درآمد. وقتی به عنوان
فرمانده گردان عاشورا معرفی شد، از گوشه و کنار زمزمههایی بلند شد که
فرمانده گردان کمتجربه و جوان است و سابقه زیادی ندارد، اما حاج قاسم
سلیمانی کسی نبود که بدون آگاهی و اطلاع کسی را به فرماندهی منصوب کند؛ حتی
بعد از شهادت حسین نیز میگفت: «ما هنوز برای حسین خوابهای دیگری
میدیدیم که میسر نشد.»
شایستگیهای
حسین، خیلی زود برای همه نیروها آشکار شد. او استعداد زیادی در شناخت
تسلیحات جنگی داشت، بهویژه وقتی که فرمانده گردان ۴۲۲ ضدزره شد، شناخت
کاملی از سلاحهای سنگین و نیمهسنگین مثل موشک «تاو» و «مالیوتکا» داشت.
در آن زمان کمتر کسی بود که حتی این نوع سلاحها را بشناسد چه برسد به
اینکه بتواند با آنها کار کند. او در دفعات متعدد تجربه کار با موشکهای
مختلف را داشت؛ ازجمله چندین مورد تجربه شلیک با موشک تاو را. هر گلوله از
این موشک قیمت یک پیکان آن زمان بود.
سپیدهدم
یکشنبه دوم مرداد ۱۳۶۷ حسین نادری در منطقه شلمچه و در سن ۲۱ سالگی به
شهادت رسید. بعد از پذیرش قطعنامه زمانی که عراق تانکهای خود را برای
گرفتن اسیر به منطقه ارسال کرده بود، شهید نادری و حسین ناصری فرمانده وقت
گردان ۴۲۲، با موتور برای گشتزنی به منطقه اعزام میشوند و به کمین
عراقیها میخورند.
حسین
منصوری راننده موتورسیکلتی که حسین با او بود میگوید: ابتدا ترکش گلوله
دشمن به سینه حسین نشست و بر زمین افتاد، بعد به راننده موتور دستور داد که
این مورد را خیلی سریع به قرارگاه اطلاع دهد. راننده موتور مجبور شد به
تنهایی به عقب برگردد. زمانی که به محل زخمی شدن حسین برمیگردند میبینند
که سرنیزه دشمن بعثی سینه حسین را شکافته و او به فیض شهادت نائل آمده است.
حسین
نادری بیست و پنجم فروردین 1347 در سیرجان متولد شد. شهید نادری در سن 18
سالگی به سمت فرمانده گردان 416 عاشورا لشکر 41 ثارالله رسید .جوانترین
فرمانده گردان نیروی زمینی سپاه بود. وی در دوم مرداد 1367 در بیت المقدس
هفت به شهادت رسید.
نوید شاهد: شهید
حسین نادری در بیستم فروردین ماه 1347 در شهرستان سیرجان استان کرمان به
دنیا آمد و در فضای معنوی و آمیخته به عشق اهل بیت خانواده ای متوسط رشد
یافت.دوران
دبستان را در مدرسه ی سعدی سیرجان سپری کرد و پس از طی دوره ی راهنمایی به
دبیرستان امام سیرجان رفت و تحصیلات خود را در رشته علوم تجربی ادامه داد.
او در این دوره همکاری بسیار زیادی را با اتحادیه انجمن های اسلامی دانش
آموزان به عمل آورد. و در کنار تحصیل علم مدارج کمال و تقوا را طی نمود.
حسین
نادری در 15 سالگی برای اولین بار به صورت بسیجی به جبهه پا گذاشت و در
گردان های رزمی سازماندهی شد و سپس وارد سازمان ادوات گردید.
تدبیر،
شجاعت و قدرت بالای تصمیم گیری در کنار تعبد و اخلاص از جسین نادری
فرمانده ای ساخت که به سرعت فرمانده ی گردان ضد زره، جانشین گردان ضد زره،
فرمانده گردان ضد زره و جانشسین عملیات تیپ ادوات شد و
سپس به عنوان فرمانده گردان 416 عاشورا لشکر 41 ثارالله انجام خدمت می کرد.

همرزم
شهید نادری در بیان خاطراتی از سردار شهید حسین نادری، گفت: آتش عراق
خیلی زیاد بود. دستور عقب نشینی رسیده بود و بچهها آمده بودند عقب، ولی
حسین حاضر نمیشد برگردد، یوسف رفت سراغش و گفت؛ بیا برویم عقب، حسین گفت؛
نه من عقب نمیآیم، ما این جا را با خون شهدا گرفتیم و به این راحتی از دست
نمیدهیم.
وی
ادامه داد: یوسف که دید حسین به هیچ قیمتی حاضر به برگشتن نیست رفت پیش
روحانی گردان و از او کمک خواست. حاج آقا انصاری خودش را به حسین رساند و
به خون حاج آقا مهدی زندینیا قسمش داد؛ تا راضی شد برگردد عقب. شهید حسین
نادری با ناراحتی برمیگشت عقب، چند قدم برمیداشت نگاهی به پشت سرش
میانداخت و به پهنای صورت اشک میریخت و میگفت؛ ما این جا را با خون شهدا
گرفتیم و به این راحتی از دست نمی دهیم.
همرزم
شهید نادری در خاطرهای دیگر از شهید نادری گفت: شهید حسین نادری شوخ
طبع بود، روز اول عملیات کربلای یک، بچه ها یک عراقی را اسیر کردند. حسین،
اسیر عراقی را می نشاند کنار دست خودش توی جیپ و میرفت کارهایش را توی خط
انجام میداد. در چند روزی که اسیر عراقی همراه حسین بود، هر کس از حسین
میپرسید این کیه؟ میخندید و میگفت؛ معاونم هست.
وی
ادامه داد: اسیر عراقی آنقدر تحت تأثیر رفتار و اخلاق حسین قرار گرفته
بود که وقتی حسین پشت قبضه ۸۲ مینشست تا تانکهای عراقی را بزند، میرفت و
برایش مهمات میآورد و با دست خودش میگذاشت توی قبضه و شرایط را برای
شلیک قبضه ۸۲ آماده میکرد و حسین هم تانکها را هدف قرار میداد.
گفتنی
است؛ تقدیر الهی بر آن بود که حسین نادری در سن ۲۱ سالگی و در سپیدهدم
روزیکشنبه ۲ مرداد ۱۳۶۷ در عملیات بیت المقدس ۷ بهشهادت برسد و سرزمین
مقدس شلمچه را بر شهادت مظلومانهاش شاهد بگیرد.