زندگی عاشقانه به سبک شهدا

کپی مطالب و اشاعه فرهنگ شهدا صدقه جاریه است و آزاد با ذکر صلوات

زندگی عاشقانه به سبک شهدا

کپی مطالب و اشاعه فرهنگ شهدا صدقه جاریه است و آزاد با ذکر صلوات

اوضاع مردم ایران در دوران رضا شاه رضا قلدر

مناسب بودن وضع معیشت و رفاه مردم ایران در عصر حاکمیت رضاخان، توصیفی است که از سوی خاندان پهلوی و طرفدران آن رژیم، در طول سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی بسیار تکرار شده و در ذهن برخی به صورت واقعیت تاریخی درآمده است. اما واقعیت‌های انکارناپذیر تاریخی، سیمایی دیگر از ایران آن روزها ترسیم می‌کند.

بررسی کارنامه رضاخان، نشان از عملکرد فاجعه‌آمیز او در تأمین ابتدایی‌ترین لوازم رفاهی دارد. به طوری که در این دوران زندگی اقشار کم‌در آمد جامعه به شدت در حال فروپاشی بود. در طول دوران حکومت رضاخان، مسئله کمبود و گرانی نان یکی از مهم‌ترین مشکلات مردم محسوب می‌شد. عدم پرداخت به موقع حقوق کارگران، کمبود درآمد، گرانی و... از دیگر مسائل و مشکلات مردم در این دوران بود.

این نوشتار با سیری در تاریخ، وضع معیشتی مردم ایران در دوران حکومت رضاخان را مورد بررسی قرار می‌دهد.

بحرانِ نان!

در تاریخ 27 مهر 1304، یعنی زمانی که رضاخان در عرصه سیاست یکه‌تازی می‌کرد، روزنامه‌ها از کمبود و گران‌شدن نان در اصفهان خبر دادند و به انتقاد از شیوه حکمرانی حاکمان پرداختند. روزنامه اخترمسعود در مقاله‌ای انتقادی، درباره وضعیت نابسامان نان شهر با اشاره به مسئله کمبود و گرانی نان نوشت: «... نه بلدیه قانونی داریم که با قدرت و اختیارات تامه بتواند جلوگیری از این هرج‌ومرج کرده و نه حکمران محترم، خود به شخصه مسئولیت قبول [می‌کند] و مشغول فراهم ‌کردن موجبات آسایش عمومی می‌شود.»[1]

این وضعیت در سال‌های بعد نه تنها بهتر نشد که بدتر نیز شد؛ نه تنها نان گران بود بلکه اغلب نامرغوب و بی‌کیفیت به دست مردم گرسنه می‌رسید که گاه به جز نان قوت دیگری نداشتند. روزنامه اخگر در آبان 1307 در گزارشی درباره وضعیت نان شهر اصفهان نوشت: «در صورتی‌که اصفهان یکی از مهم‌ترین ولایات زراعتی و در اطراف آن بهترین گندم‌ها کاشت می‌شود، با این ‌وجود نان اصفهان قابل خوردن نیست. نان این شهر به جای آرد گندم یا جو، ترکیبی از مقدار کمی آرد و تخم علف و شن و خاک می‌باشد و برای مردمی که اغلب باید نان خالی بخورند، یا با نان لبو و کشک امرار معاش کنند نیروئی باقی نخواهد ماند.»[2]

بی‌اعتنایی به مسئله نان تا جایی پیش رفت که در اواخر دوران رضاخان، یعنی در بهمن 1319دریفوس، وزیر مختار ایالات متحده امریکا در ایران، در گزارش‌های خود به واشنگتن، درباره قحطی قریب‌الوقوع در ایران هشدار داد. او در تلگراف سی‌ام ژانویه 1941/ اول بهمن 1319 به وزارت خارجه امریکا نوشت: «اوضاع ناشی از کمبود گندم وخیم است ولی دولت ایران تا بدان حد متوجه این وخامت نشده که به واردات گندم از هند اقدام کند و لذا این امر می‌تواند به بحرانی با ابعاد بزرگ‌تر بدل شود.»

وضع زندگی کارگران

اوضاع نامناسبِ رفاهی در دوران حاکمیت پهلوی اول، قشر کارگر را به شدت آسیب‌پذیر کرده بود. بر اساس نوشته‌های تاریخی با وجود اینکه دستمزد کارگران در این دوران ناچیز بود اما همین دستمزد ناچیز، سروقت به کارگر پرداخت نمی‌شد و کارگران مجبور می‌شدند از کسبه و اهل محل برای گذران روزانه زندگی قرض نمایند و چون به صورت نسیه مصرف روزانه را خرید می‌کردند گران‌تر به کارگر فروخته می‌شد و کارگران مقروض باقی می‌ماندند.

در سال 1308 همزمان با چهارمین سال پادشاهی رضاخان، کارگران مناطق نفت خیز جنوب به علت اوضاع بد معیشتی دست به اعتصاب گسترده‌ای زدند. تاریخ‌نگاران فقدان مسکن و دست‌مزد کم و نیز هجوم مهاجرین برای تحصیل کار در نوروز 1308 را دلیل اصلی این اعتصاب می‌دانند.

روزنامه حبل‌المتین در گزارشی به تاریخ 31 اردیبهشت 1308، علت اعتصاب کارگران نفت جنوب را این‌گونه بیان می‌کند: «کمپانی حقوق کارگران ایرانی را ملاحظه نمی‌کند و آنها را غیر از کارگر فرض می‌کند و بین آنها و خارجی‌ها فرق می‌گذارد و هر روز هندی‌ها و عرب‌ها را وارد کارخانه کرده و ایرانی‌های کهنه کار را از کار برکنار می‌کند. کارگران ایرانی وقتی می‌بینند منازل چوبی و حصیری آنها فاقد هرگونه اسباب زندگی است بی‌جهت آتش می‌گیرند و دست به اعتصاب می‌زنند.»[3]

علاوه بر این در تاریخ 17 آبان 1309 گروهی از کارگران راه شیراز در نامه‌ای به مجلس شورای ملی خواستار گرفتن دستمزد هشت ماه قبل خود شدند و نوشتند که بر اثر این دیرکرد دچار مشکلات فراوانی در زندگی روزمره خود هستند.

یک نمونه دیگر از این موارد مربوط به کارگران راه‌سازی است که در اداره راه یزد کار می‌کردند و یا گروهی که در ساختمان راه شهر بابک کرمان مشغول کار بودند. آنها نیز با وجود عیال‌وار بودن، پس از مدت زیادی کار بی‌وقفه، هنوز موفق به اخذ دستمزد نشده بودند، در تاریخ 19 مهر 1314 به مجلس شورای ملی عرض حال نوشته و تقاضای مساعدت کردند.[4]

کارگران به عنوان قشر ضعیف و کم‌درآمد جامعه رضاخانی حتی از کمترین امکانات زندگی نیز بی‌بهره بودند و اغلب به هیچ گرفته می‌شدند. اعتراضات آنها معمولا به گوش مسئولین وقت نمی‌رسید و هر روز وضع زندگیشان بدتر از قبل می‌شد. آنها با دست‌های پینه‌بسته و بی‌رمق، برای به دست آوردن نان «بخور و نمیر» عرق می‌ریختند.

اوضاع نامناسب کشاورزان

اوضاع بد معیشتی دوران پهلوی اول، زندگی کشاورزان را هم تحت تأثیر قرار داده بود. به طوری که تاریخ‌نگاران معتقدند این قشر مولد در این دوره غالبا گرسنه بودند. جان فوران، استاد دانشگاه کالیفرنیای امریکا، در مورد سطح زندگی و معیشت این گروه که اکثریت ایرانیان را شامل شده و ۵/ ۶۹ درصد از کل جمعیت ایران بوده است، می‌نویسد: «سطح زندگی دهقانان ایرانی رضایتبخش نبود. به اعتقاد بسیاری از ناظران در اواخر سلطنت رضاشاه این وضع بدتر شد... رژیم غذایی در یک خانواده معمولی دهقانی به این شرح بود:

«صبحانه: نان و چای

ناهار: نان و ماست

شام: نان و ماست و چای».

بر همین اساس نیکی کدی تاریخدان آمریکایی و متخصص حوزه خاورمیانه، نتیجه می‌گیرد: «دهقان غالباً گرسنگی می‌کشید.»[5]

روستائیان در فقر به سر می‌بردند و اغلب به دلیل کمبود بهداشت، گرفتار بیماری‌های متعدد می‌شدند و چون اغلب از پرداخت هزینه درمان نیز ناتوان بودند، کودکانشان را در برابر چشمشان از دست می‌دادند.

اوضاع عمومی

آرتور میلسپو مستشار مالی امریکادر ایران در مورد اوضاع تأسف‌آور معیشتی مردم در دوران رضاخان می‌گوید: «سیاست مالیات بندی شاه به شدت واپس‌گرایانه بود به طوری که موجب افزایش هزینه زندگی و فشار آن بر طبقات فقیر شد... به طور کلی او کشور را دوشید، دهقانان، ایلات و عشایر و کارگران را از پای درآورد و از زمین‌داران مالیات و عوارض سنگین دریافت کرد. در شرایطی که فعالیت‌هایش طبقه جدیدی از سرمایه‌داران -تجار، صاحبان انحصار، پیمانکاران و نورچشمی‌های سیاست‌مداران- را به ثروت رسانده بود، تورم، مالیات و مسائلی از این دست، سطح زندگی توده‌ها را پایین آورد».[6]

برای اشاره به اوضاع تأسف بار معیشتی در دوران رضاخان می‌توان به گزارشات بلدیه شیراز در مورد اوضاع معیشتی مستخدمان شهرداری اشاره کرد. در اسناد به جامانده از این قشر آمده است: «فقر و تنگدستی این طبقه از خدمتگزاران به‌حدی بود که هنگامی‌که می‌خواستند در شهرداری استخدام شوند، برای تهیه عکس و رونوشت شناسنامه و غیره، اثاﺛﻴﮥ ضروری منزلشان را به‌ناچار می‌فروختند».[7]

هرچند برخی، شروع سلطنت رضاخان را آغاز دوران طلایی زندگی ایرانیان قلمداد می‌کنند، اما دختر رضاخان و خواهر با‌نفوذ محمدرضا پهلوی، در این باره دیدگاه دیگری دارد. او می‌گوید: «در تهران عصر رضاشاه، بسیاری از خانه‌ها، کلبه‌هایی گلی یا آجری بودند. خیابان‌ها که سنگفرش نشده بود و حتی به هنگام روز نیز جاذبه‌ای نداشت؛ وقتی هوا تاریک می‌شد به دست گروه‌های ولگرد، دزدان مسلح و آدمکش‌ها می‌افتاد. مشکل می‌شد تصور کرد که مردمی که در تهران پرسه می‌زنند، به واقع خوش می‌گذرانند. بیشتر محتمل بود که آنها را در قهوه‌خانه‌ها یا شیره‌کش‌خانه‌ها پیدا کرد، که در آنجا می‌کوشیدند برای مدتی کوتاه، شرایط نکبت‌بار زندگیشان را به دست فراموشی بسپارند».8


پی‌نوشت‌ها:

 1- روزنامه اخترمسعود، 27مهر 1304: س6/ش6

2- روزنامه اخگر، 23آبان1307: س1/ش13

3- کاوه بیات، خاطرات دوران سپری شده، تهران: فردوس، ۱۲۶-۱۲۹

4- کتابخانه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، ش. بازیابی: 193/1/134/7ج و 76/1/18/83/9

5- جان فوران، مقاومت شکننده، تهران: مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، ترجمه تدین صفحه 349

6- یرواند آبراهامیان، تاریخ ایران مدرن، تهران: نشر نی، صص 169-170

7- مهدی خدامی و دیگران ، بررسی عملکرد بلدیه در دورﮤ پهلوی اول، نمونه ‌پژوهی شیراز، پژوهش‌های تاریخی، دوره10، شماره3، پاییز 97

8-  53 سال عصر پهلوی به روایت دربار، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 77

نتیجه تصویری برای اوضاع معیشتی مردم ایران در دوران رضاخان

نتیجه تصویری برای اوضاع معیشتی مردم ایران در دوران رضاخان

نتیجه تصویری برای اوضاع معیشتی مردم ایران در دوران رضاخان


توصیه‌ای از آیت‌الله بهجت برای رفع مشکلات+صوت

توصیه‌ای از آیت‌الله بهجت برای رفع مشکلات+صوت

مرحوم آیت‌الله بهجت در یکی از دیدار‌ها در پاسخ به فردی که به دنبال راه‌حلی برای رفع مشکلش بود فرمودند:

برای مؤمنین و مؤمنات در سرتاسر عالم دعا کنید.

خدا انشاالله مشکلات همه اهل ایمان را حل کند و رفع کند. دعاکنید برای مؤمنین و مؤمنات (حتی آنهاکه) که در چین هم هستند، مشکلاتشان رفع شود، ملائکه برای شما دعا می‌کنند، که مشکلات شما را هم خدا رفع می‌کند، ولو به اضعاف مضاعفه (چندین برابر)

جهت دانلود کلیک کنید  

رفتار امیرالمومنین با مسیحی / غبطه میرزای شیرازی به رفیق قدیمی‌اش / شیخ زکزاکی

فعالان قرآنی بیماری‌های درون خود را با قرآن درمان کنند

حجت السلام انصاریان : قاری قرآن، حافظ و مدرس قرآن وقتی ارزش پیدا می‌کند که عامل به قرآن باشد، خود انسان باید تجلی‌گاه تربیت قرآن و اهل‌ بیت (ع) باشد که در این صورت یقیناً در جامعه اثرگذار خواهد بود.

وی ادامه داد: اگر فعالان قرآنی ابتدا بیماری‌های درون خود را با قرآن درمان کنند و سپس به ترویج قرآن و فرهنگ اهل‌بیت (ع) بپردازند، در آن زمان تمام اعمالشان اثرگذار خواهد بود. بسیاری با دیدن فرهنگ اهل‌ بیت (ع) و خلقیات الهی حضرات معصومین (ع) مشتاق دین و متدین به آیین اسلام شدند.

رفتار خاص امام علی (ع) با یک مسیحی

نویسنده کتاب «تفسیر حکیم» خاطرنشان کرد: امیرمؤمنان علی (ع) قرآن عینی و نبوت عینی بودند و تمام وجودشان جلوه‌گاه نور الهی بود. در کتاب شریف کافی در باب عشره، روایت آمده که امیرمؤمنان (ع) بارِ زمین مانده مسیحی را بلند و به او کمک کردند، وقتی سؤال کرد که شما که هستی؟! با تمام تواضع فرمودند: بنده خدا، سر دوراهی چند قدم به احترام معاشرت با مسیحی او را بدرقه فرمود و همین رفتار کریمانه و اخلاق حسنه، آن مسیحی مسلمان شد.

وی افزود: سلمان با اولین برخورد با پیامبر (ص) از طریق رفتار و کردار و حسنات اخلاقی آن حضرت ایمان آورد و به مقام «منا اهل‌البیت» رسید. میرزای شیرازی نیز که با یک فتوا کمر استعمار را شکست در قلوب مؤمنین جای داشت.

ماجرای غبطه میرزای شیرازی به رفیق قدیمی‌اش

حجت‌الاسلام انصاریان ابراز داشت:‌ روزی میرزا در سالن ملاقات نشسته بود، شیخی با لباس مندرس و معمولی وارد شد که ناگهان میرزا از جا بلند و شیخ را در کنار خود نشاند و وقت خداحافظی تا کنار درب خروج او را بدرقه کرد سؤال کردند که بود؟ پاسخ داد: در جوانی هم درس من بود، روزی به من گفت: می‌خواهم بروم ایران اقوامم را در خراسان ببینم و برگردم. اما دیگر برنگشت.

وی ادامه داد: بعد از سالیان دراز که او را دیدم، گفتم: چرا نیامدی؟ گفت: وقتی وارد ایران شدم. در یکی از مناطق غرب دیدم که هیچ خبری از نماز و دین و قرآن ندارند، بر خودم وظیفه دانسته در آن منطقه تبلیغ دین کردم و حتی به دیدن اقوام هم نرفتم. میرزا فرموده بود، دوست داشتم به جای میرزا شدن مثل این شیخ می‌شدم.

استاد اخلاق، ‌تهذیب و تربیت حوزه‌های علمیه گفت: شیخ زکزاکی، آن انسان با ارزش، مفید و با کرامتی است که با عمل، اخلاق، رفتار و زبان، چنین حرکت عظیمی در نیجریه به راه انداخت و بیش از بیست میلیون نفر را در مسیر صراط مستقیم قرار داد.

نتیجه تصویری برای شیخ زکراکی

نتیجه تصویری برای شیخ زکراکی


چرا نماز بخوانیم چه فایده ای داره ؟ 250 خاصیت نماز

حجت‌الاسلام قرائتی بابیان اینکه در تحقیقاتم درباره نماز به 250 خاصیت آن پی‌بردم، گفت: نماز مانند شیر که همه نیاز‌های نوزاد را برطرف می‌کند، همه نیاز‌های ما را برطرف می‌کند.

نماز خواندن چه فایده‌ای دارد؟/ حجت‌الاسلام قرائتی پاسخ می‌دهد+فیلم

به گزارش خبرنگار قرآن و فعالیت‌های دینی خبرگزاری فارس؛ حجت‌الاسلام محسن قرائتی معلم و مفسر قرآن کریم در یکی از برنامه‌های درس‌هایی از قرآن به بیان خواص نماز پرداخت که در ادامه می‌آید.

اخیراً یک تحقیقی درباره نماز انجام دادم و در آن به بیش از ۲۵۰ نکته نماز پی‌بردم. من ۵۰ سال است طلبه هستم اما در عین حال نفهمیدم نماز این همه راز دارد. مثل شیر که همه نیاز‌ها و ویتامین‌های مورد نیاز نوزاد در آن وجود دارد یعنی هر چه نوزاد برای استخوان، دندان، مو، بدن چشم و... نیاز دارد در نماز جاسازی شده است.

همه کمالات را خدا در نماز جاسازی کرده است. همه نیاز‌های ما را خدا در نماز جاسازی کرده است. عدالت، نظم، حضور در صحنه، در نماز می‌گوییم السلام علینا و علی عباد الله الصالحین... نمی‌گوییم السلام علی ترک، لر، کرد، شرقی، غربی و... اینها در نماز کنار گذاشته می‌شود و همه یکسان می‌شوند.

جهت دانلود کلیک کنید

 

عفاف زینبی در بحرانی‌ترین شرایط سیاسی و اجتماعی سال ۶۱ هجری

ش از حادثه درناک سال ۶۱ هجری که زینب (س) شجاعانه از ولایت دفاع کرد، پیش از آن کسی ایشان را مشاهده نکرده بود. به واقع می‌توان این چنین بیان داشت که سلوک اجتماعی و مؤمنانه حضرت (س) ریشه در پرورش فاطمی دارد. عفاف زینبی در بحرانی‌ترین شرایط سیاسی و اجتماعی سال ۶۱ هجری

به گزارش خبرنگار قرآن و فعالیت‌های دینی خبرگزاری فارس، در سال روز میلاد با برکت دخت امیرالمؤمنین (ع) حضرت زینب کبری (س) بهانه و فرصتی پیدا شد تا به برخی از ابعاد و شاخص‌های اخلاقی و رفتاری این بانوی مکرمه اشاره‌ای داشته باشیم. به راستی که هرگوشه از سرگذشت زندگی این بانوی صبور و شجاع اسوه و الگوی یک مسلمان انقلابی است، ولی از آنجا که پرداختن به هر یک از این محاسن اخلاقی نیاز به مجال کافی و مناسب دارد، در این یاداشت سعی داریم تنها به یکی از ابعاد و شاخص‌های ارزشمند سبک زندگی زینبی اشاره داشته باشیم. شاخص و ویژگی طلایی حیا و عفت.

جایگاه حیا و عفت

«عفت» در لغت به خودداری از آنچه که حلال نیست، اطلاق شده است و «عفاف» به معنی خودداری از محرمات و .. است. (۱) در منابع روایی نکات شگفت‌انگیزی درباره این فضیلت اخلاقی بیان شده است، ولی در توصیف این ویژگی باید به این مطلب اشاره کنیم که ملکه عفت همانند سد محکمی در برابر هر گونه خواهش و امیال نفسانی به برکت وجود این شاخص رفتاری است که انسان از وارد شدن در مناطق ممنوعه خودداری می‌کند.

در منابع روایی «عفت» ریشه و سر منشأ همه خوبی‌ها معرفی شده است.(۲) یکی از زیباترین و شگفت‌انگیزترین روایاتی که گویای اهمیت «عفت» می‌شود، روایتی است که منابع روایی از امام علی (ع) نقل کرده‌اند: «مَا الْمُجَاهِدُ الشَّهِیدُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَعْظَمَ أَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ لَکَادَ الْعَفِیفُ أَنْ یَکُونَ مَلَکاً مِنَ الْمَلَائِکَة»؛ مجاهد شهید در راه خداوند، با اجرتر نیست از کسى که بتواند پاک‏دامنى پیشه سازد. پاک‏دامن، نزدیک است فرشته‏‌اى از فرشتگان باشد.(۳)

عفت و عفاف زینبی پیش از حادثه عاشورا

اگر قرار باشد در خصوص حیا و عفت زینبی صحبت کنیم می توان این موضوع را در ۳ بخش مجزا، یعنی بخش اول پیش از بحران دردناک عاشورا سال ۶۱ هجری، بخش دوم در روز عاشورا و در حین بحران این مصیبت جانسوز و بخش سوم بعد از عاشورا، مورد بررسی قرار داد و به نکات ارزنده‌ای دست یافت. نکات ماندگاری که می‌تواند اسوه و الگوی زنان امروزی در تمام ابعاد مختلف زندگی باشد.حکایت زندگی سرتاسر عفاف و حیای این بانوی مکرمه پیش از ازدواج بسیار خواندنی است، چرا که در منابع روایی جناب یحیی مازنی از روات اخبار این چنین نقل کرده است:

مدت‌ها در همسایگی خانه امیرالمؤمنین (ع) بودم، در طول این مدت، نه قامت زینب (س) را دیدم و نه صدای او را شنیدم، هرگاه می‌خواست جد بزرگوارش را زیارت کند شبانه از خانه خارج می‌شد و برادرش امام حسن (ع) از طرف راست، امام حسین (ع) از طرف چپ و امیرالمؤمنین (ع) پیشاپیش او حرکت می‌کردند. مولای متقیان قبل از رسیدن به قبر شریف پیامبر اکرم (ص) چراغ را خاموش می‌کرد. روزی امام حسن (ع) علت را جویا شد، امام علی (ع) در جواب فرمودند: نمی‌خواهم چشم بیننده‌ای به خواهرت بیفتد.(۴)

یا اینکه نقل شده است، پیش از حادثه درناک سال ۶۱ هجری که زینب کبری (س) غیرتمندانه و شجاعانه از ولایت دفاع کرد، پیش از آن کسی ایشان را مشاهده نکرده بود. به واقع می‌توان این چنین بیان داشت که سلوک اجتماعی و مؤمنانه حضرت زینب (س) ریشه در پرورش فاطمی دارد؛ کما اینکه در منابع روایی از صدیقه کبری (س) نقل شده است: «قالَتْ (س) :خَیْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ لَا یَرَیْنَ الرِّجَالَ وَ لَا یَرَاهُنَّ الرِّجَال»؛ حضرت فاطمه زهرا (س): بهترین چیز برای حفظ شخصیت زن آن است که مردی را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد. (۵)

 عفاف زینبی در بحران سیاسی و اجتماعی سال ۶۱ هجری

یکی از پیچیده‌ترین و سخت‌ترین وقایع تاریخی و بحران های اجتماعی تاریخ اسلام در سال ۶۱ هجری رخ داد. سالی که زینب کبری (س) این شیر زن تاریخ اسلام با رشادت وغیرتمندی و حیا و عفت برگ زرین دیگری از حیا و عفت خود را به جامعه اسلامی نشان داد، در فضای بحران زده سال ۶۱ هجری حیای زینبی از باری تعالی موجب شده بود، نه تنها در غم از دست دادن عزیزان خود زبان به شکایت و ناشکری باز نکند، بلکه جلوه‌هایی از زیبایی‌های معنوی و اخلاقی را به نظاره بنشیند، زیبابینی حیای ایشان (۶) موجب شده بود مصداق واقعی این آیه شریفه شود «فَاصْبِرْ صَبْراً جَمیلاً»؛ پس صبر جمیل پیشه کن‏. (۷)

عفت زینبی بعد از حادثه عاشورا

همچون مادری مهربان و مقتدر از هرگونه جسارتی به آل الله منع و غبار فتنه‌ها را از بین می‌برد. بشر بن خریم اسدی و به نقلی از حزام بن ستیر می‌گویند: «در آن روز حضرت زینب (س) در جمع کوفیان به روشنگری و بصیرت افزایی کوفیان اقدام به خطبه‌خوانی کرد. زنی با حیا و عفیفه که سخن‌ورتر از او باشد، ندیدم گویا از لسان امیرالمؤمنین (ع) سخن می‌گوید. در آن ازدحام جمعیت که از هر سو صدایی بلند بود، به جانب مردم اشارتی کرد و فرمود: خاموش باشید، نفس در سینه‌ها حبس شد و جرس‌ها از صدا افتاد...». (۸)

پی‌نوشت‌ها:

۱. ر.ک: فراهیدی، ج۱، ۱۹۲؛ طریحی، ج۵، ۱۰۲.

۲. عیون الحکم و المواعظ(لیثی) ص ۴۵ ، ح ۱۱۱۵، امام على علیه السلام: «العِفَّةُ رَأسُ کُلِّ خَیرٍ»؛عفّت ، سرآمد هر خوبى است.

۳. نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص۵۵۹.

۴.ریاحین الشریعه، ج۳، ص۶۰.

۵. بحارالا نوار:ج ۴۳، ص ۵۴، ح ۴۸.

۶.اللهوف على قتلى الطفوف / ترجمه فهرى، النص، ص: ۱۶۰«ما رَاَیْتُ اِلاّ جَمیلا»

۷. سوره معارج، آیه ۶.

۸. لهوف، ص۱۳۴.