زندگی عاشقانه به سبک شهدا

کپی مطالب و اشاعه فرهنگ شهدا صدقه جاریه است و آزاد با ذکر صلوات

زندگی عاشقانه به سبک شهدا

کپی مطالب و اشاعه فرهنگ شهدا صدقه جاریه است و آزاد با ذکر صلوات

شهید مدافع حرم احمد حیاری : به خانواده ، دوستان ، آشنایان و همکارانم وصیت می کنم پیرو ولایت باشند حتی اگر به قیمت جان آنها باشد

شــهید احمــد حیــاری فرمانــده گــردان امــام حســین (ع) شهرســتان شــوش در وصیــت نامــه خــود دو مرتبــه خانــواده، دوســتان، آشــنایان و همــکاران خــود را بــه پیــرو ولایــت بــودن حتــی بــه قیمــت جــان توصیــه کــرده اســت.  شــهید احمــد حیــاری از خانــواده، دوســتان، آشــنایان و همــکاران خــود طلــب حلالیــت کــرده اســت.ایــن شــهید والا مقــام در ادامــه وصیــت نامــه خــود تاکیــد کــرده اســت کــه یــک روز مراســم بــرای وی کفایــت مــی کنــد.ایــن شــهید مدافــع حــرم همچنیــن توصیــه کــرده اســت: اگــر بــرای تحویــل جنــازه ام پــول خواســتند، بگذاریــد همــان جــا باشــد



شهید مدافع حرم احمد حیاری : حب اهل بیت مرز نمی‌شناسد. اگر ما برای دفاع از آل‌الله نرویم نمی‌شود اسمِمان را مسلمان بگذاریم

احمد اعتقاد داشت و می گفت :حفظ انقلاب بستگی دارد به حفظ اسلام. حب اهل بیت مرز نمی‌شناسد.
اگر ما برای دفاع از آل‌الله نرویم نمی‌شود اسمِمان را مسلمان بگذاریم.
فقط این را باید بگویم تنها عاملی که باعث شد احمد به فیض شهادت نائل شود، در مرحله اول احترام خاصی بود که به مادرش می‌گذاشت و بعد هم به خانواده.
در مقابل مادرش خاک می‌شد!
نسبت به من هم خیلی مهربان و خوب بود. خیلی از او راضی هستم.
در وصیتنامه اش نوشته :به خواهران و برادرانم توصیه می کنم که پیرو ولایت باشند حتی اگر به قیمت جان آن ها باشد.

توصیه به پرهیز از تفرقه و ایجاد اتحاد در وصیتنامه شهید احمد اعطایی

اگر کسی میـانتان با علت یا بدون علـت تفرقه انداخت آگاهـانه یا نا آگاهانه صحبتهایـی کرد که باعـث دوری شما از هم می شود، با تدبیر و تفکر به جا دفع شر کنید.

از شما می خواهم به جان امام زمانمان مهدی موعـود(عجل الله تعالی علیه) پشت ولایت را خالی نکنید گـوش به امر رهبر انـقلاب باشید

از شما می خواهم به جان امام زمانمان مهدی موعـود(عجل الله تعالی علیه) پشت ولایت را خالی نکنید. گـوش به امر رهبر انـقلاب و دنباله رو ایشان، هر چه امر می کننـد بی چون و چرا بپذیـرید، کـه والله سعادتتان در همین است. امام عزیزمان فرمودند: پشـتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد. این را بدانید اگر می خواهید چشمتان جمال مبارک امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) را ملاقات کند، اگر می خواهید لبیک یا حسینتان معنا دار باشد، اگر می خواهید اعمالتان قبول باشد و فردای قیامت مقابل بی بی دو عالم حضرت زهرا سلام الله علیها سرتان افراشته باشد، پشتیبان ولی امر مسلمین حضرت آیت الله امـام خــامنه ای باشـید، که او نوری است از انوار رسـول الله صل الله علیه و آله که بر حـق او ولی و صاحب ماست. از هم سبقت بگیرید در ترک معصیت و گناه و در انجام فریض الهی و واجبات. اگر کسی میـانتان با علت یا بدون علـت تفرقه انداخت آگاهـانه یا نا آگاهانه صحبتهایـی کرد که باعـث دوری شما از هم می شود، با تدبیر و تفکر به جا دفع شر کنید. برایم هیئت و روضه اهل بیت علیهما سلام زیاد برگزار کنید. حلالم کنید. محتاج دعای خیرشمایم...

محمدعلی اعطایی، فرزند شهید مدافع حرم احمد اعطایی برای نخستین‌بار یاد گرفت که بنویسد:"بابا"

خواهر شهید «احمد اعطایی» در دلنوشته‌ای، احساس خود از نوشتن کلمه «بابا» توسط پسر کلاس اولی برادرش را به نگارش درآورده است که متن آن در ادامه می‌آید:

برای پسرباسواد عمه، آقامحمدعلی

سلام بر احمد!

سلام بر پدرآسمانی محمدعلی من!

سلام بر غیرتمندی که امروز گل پسرش مشق کرد بابا را!

سلام بر مرد حق‌طلب من که راضی شد امروز گل پسرش، همسرش، عمه، خاله‌ها، عموها، پدربزرگ و مادر بزرگ‌های جگرگوشه‌اش حسرت ذوق پدری و فرزندی را بخورند و بغض‌ها را با گریه آرام کنند، اما کودکان غریب سوری بی‌پناه نمانند و کسی به اسارت نرود و حق خاموش نشود و همگی شرمنده عمه سادات نشویم.

دلم گرفت که چرا قلم محمدعلی نوشت بابا... اما دست پرمحبتت را روی سرش و لابه‌لای تارهای دلتنگ دلش ندیدم. می‌دانم که من ندیده‌ام. یقین دارم لبخندهای قشنگ گل پسرت، ناز کردن‌های دلفریبش، درپس نگاه پرمحبت توست. می‌دانم خودت بیشتر از من گریه شوق سردادی، همیشه عاشق این بودی که محمد صدایت کند بابایی...

چقدر اصرار می‌کردی بگو بابا و محمد دیر زبان باز کرد و صدایت کرد و حالا این مرد کوچک می‌نویسد بابا، تا در پس تمام حسرت‌ها، تو برای همیشه در جان تاریخ بمانی و چکاوک‌ها در گوش زمان زمزمه کنند قصه غیرت تو را ... 

محمدم!

عزیز دل عمه! طواف می‌کنم عاشقانه بابایی را که تو نوشته باشی

بابای آسمانی دفتر تو یعنی همه عشق و باور من!

یعنی همان چراغ هدایت بشریت!

بابای آسمانی تو یعنی صبر، یعنی محبت، صداقت، وفاداری و ولایت، یعنی وقف راه اهل بیت شدن... یعنی حسینی شدن و زینبی ماندن...

آفرین عزیز عمه!

چه زیبا نوشته‌ای بابا...

حسرت نخوری پاره تنم!

همه آن‌ها که نوشتند بابا و شب پدر تشویقشان کرد، کنار تو می‌ایستند و دست تو را می‌فشرند. آخر دست پدر پر محبت و آسمانی تو در دست خدای مهربان است و افلاکی است...

ببال به خودت سالار عمه!

افتخار کن به نبودن‌های پدرت...

pdz_baba.jpg

هربار که دلت هوای دریا را کرد، هوای سینه پرمحبت احمدم، از صمیم دل بگو الحمدلله رب العالمین که پدرت زمینی نیست و افلاکی است. اقتدا کن به رقیه سه ساله اباعبدالله الحسین(ع) و مدد بگیر از عمه سادات. همانطور که پدرت به تو عزت داد، تو هم مایه سربلندی او باش که وقتی امام زمانمان آمد، بابا احمد دستان تو را هم بگیرد و با هم در رکاب امام زمان سربازی کنید و دوباره شهید شوید.

محکم و استوار باش که «والله مع الصابرین»