
صدای رگبار و انفجار به گوش می رسد. بی سیم چی می رود و سراغ ترکی را می گیرد. او را نشان می دهند به او نزدیک شده و می گوید: « آقا تماس گرفتند که بچه تون مریضه، برای درمانش خانواده به حضور شما نیاز دارند گفتند هر طور شده چند روی مرخصی بیاین .»
حسینعلی کمی فکر کرد و آهی می کشد و می گوید: اگه باز تماس گرفتند از طرف من پیغام بده نمی توانم.
اما امکان داره بچه تون تلف بشه
نه نمی شه، خودت می دونی عملیات نزدیکه، نمی تونم برگردم . برادرم هست. اینجا به حضور من بیشتر نیازه. خدا اگه بخواد اونو حفظ می کنه.

گفتم : آقا محمود اگه مردم تو رو فراموش کنن! این کوهها فراموشت نمی کنن. گفت: چطور مگه؟ گفتم: به دستور تو سربازهای امام روی خیلی از قله های کردستان نماز خواندن،
این تو بودی کلمه «أَشْهَدُ أَنّ لَّا إِلَٰهَ إِلَّإ الله و أَشْهَدُ ان محمداً رسول الله و أَشْهَدُ أَنَّ عَلِیّاً وَلِیُّ اللَّهِ» رو در بیشتر این کوهها طنین انداز کردی . بچه ها مثل اینکه منتظر بودند کسی سر حرف را باز کند، همه شروع کردند. به زدذن حرفهایی از همین دست.
چهره اش نشان می داد که از این حرفها خوشش نیامده، گفت: ما بدون امام چیزی نیستیم امام همه چیز را از خدا می دونن.
کمی مکث کرد و گفت: از این حرفها هم دیگه کسی نزنه و گرنه کلاهمون می ره تو هم.

ارادت خاصی به حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) داشت. به نام حضرت. مجلس روضه زیاد می گرفت . چند تا مسجد و فاطمیه هم به نام و یاد بی بی ساخت.
خدا رحمت کند شهید محسن اسدی را ، افسر همراه حاجی بود. برای ضبط صحبت های سردار همیشه یک واکمن همراه خودش داشت. چند لحظه قبل از سقوط هواپیما، همان واکمن را روشن کرده بود و چند جمله راجع به اوضاع و احوال خودشان گفته بود.
درست در لحظه های سقوط، صدای خونسرد و رسای حاجی بلند می شود که می گوید: صلوات بفرست. همه صلوات می فرستند.
در آن نواری آخرین ذکری که از حاجی و دیگران در لحظه سقوط هواپیما شنیده می شود ذکر مقدس «یا فاطمه زهراء» است.

هیچ موقعی پیش آمده بگویید از کجا آمده ایم؟ و به کجا می رویم؟ و یا اینکه همیشه از دنیا و مادیت صحبت می کنید؟ برادران به یاد خدا باشید تا خدا شما را یاری کند. همانطور که در آیه شریفه می فرماید :« أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» گذشته از مسایل عبادی بردران و خواهران در مسایل سیاسی هم شما باید آگاه باشید که اگر خدای نکرده یک دقیقه غفلت کنید روزگارتان سیاه خواهد شد شما باید در همه کارهاینان از امام عزیزمان پیروی کنید و ببیند امام چه می گوید چون اگر به سخنان امام گوش فرا ندهید به زمین خواهید خورد. چون امام حق است و مسله دیگر که پیغمبر می فرماید :«لاََ یُلْدَغُ الْمُؤْمِنُ مِنْ جُحْرٍ وَاحِدٍ مَرَّتَیْنِ"» انسان مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود.»

من کنار سید نشسته بودم و سید هم طبق معمول شالش را روی سرش انداخته بود و با سور و گداز خاصی مشغول خواندن زیارت عاشورا و مداحلی بود. بعد از اتمام مراسم ناگهان شال سبز خودر ا بر گردن من گذاشت. با تعجب پرسیدم این چه کاری است؟ گفت: بگذار گردن تو باشد. بعد از لحظه ای دیدم جمعیت حاضر به سوی من آمدند و شروع کردند به بوسیدن و التماس دعا گفتن. با صدای بلند گفتم: اشتباه گرفته اید. مداح ایشان است. اما سید کمی آنطرف تر ایستاده بود و با لبخند به من نگاه می کرد.