در دانشگاه امیرکبیر دو دانشجو به واسطه شهید خلیلی به
یکدیگر رسیده اند. آنها برایمان تعریف کردند که هر کدام قراری سر مزار
شهید گذاشته اند و از رسول برای امر ازدواج کمک خواسته اند. دختر خانم
میگوید سر مزار شهید گفتم من به مدافعین حرم اعتقاد دارم و همسری، چون
آنها میخواهم. چند وقت بعد پسری که به عنوان خواستگار وارد اتاق دختر
برای حرف زدن با او میشود؛ عکس شهید خلیلی را روی دیوار اتاق میبیند و
تعجب میکند.
به دختر میگوید
شما هم شهید خلیلی را میشناسید؟ من در امر ازدواج از او کمک خواسته ام.
خلاصه برای جاری شدن خطبه عقد ما را دعوت کردند و از من خواستند خطبه را
جاری کنم. عکس رسول ما وسط خنچه عقد بود و عروس هنگام بله گفتن گفت: با
اجازه آقا امام زمان و با اجازه پدر و مادر معنویم که پدر و مادر شهید
خلیلی هستند و پدر و مادر خود بله. اصلا این صحنه روضه شد و همه گریه
کردند.
به نقل از پدر شهید مدافع حرم رسول خلیلی
گفتگو با خانواده شهید مدافع حرم جانباز فتنه 88 محمدحسن خلیلی :شهیدی که عده زیادی با توسل به او به راه حق برگشتند
وصیتنامه شهید مدافع حرم رسول خلیلی