کتاب در مورد شهدا و دفاع مقدس زیاد مطالعه میکرد، تقریباً هر چه کتاب داشت را خوانده بود.
کتاب هم زیاد میخرید. موقع خواب آن طرف اتاق مینشست مطالعه میکرد، میخواست هم کنار خانواده باشد هم باعث آزار دیگران نشود.
تصمیم داشت سیره شهدا را بنویسد به همین جهت در کارگاه های آموزشی شرکت می کرد.
عجیب با شهداء مأنوس بود. در همه حال مداحیهای شهدا زمزمه لبش بود. هنگام رانندگی نیز همین نواها را پخش میکرد.
برگرفته از: نرم افزار مدافعان حریم حرم

گفتگو با همسر شهید مدافع حرم محسن حیدری: شهیدی که از پشت بی سیم خبر شهادتش را داد
وی ارادت بسیاری به حضرت آیت الله خامنه ای داشت و همیشه مطیع فرمان ولایت بود این علاقه به حدی بود که وی محل خدمت خود را برای مدتی شهر ایرانشهر انتخاب کرد چرا که رهبر معظم انقلاب برای مدتی در زمان رژیم منحوس پهلوی آن جا تبعید بود ، او داوطلبانه به سوریه رفت و طی عملیات نیروهای مقاومت در منطقه حومه حلب توسط نیروهای گروه تروریستی النصره در 25 سالگی به شهادت رسید .
چه در انتخاب تیپی که در آن خدمت می کرد چه در انتخاب اولین منطقه گرمسیری برای وظیفه و چه در انجام ماموریت برون مرزی تنها عشق به ولایت را سرلوحه کارش قرار داده بود و عشق به ولایت و ولایتمداری از خصوصیات شاخصش بود .

از همان کودکی ، به بچه ها یاد داده بودیم که به شدت از گناه دوری کنند . مثلا اگر قرار بود به مجلس عروسی برویم و مجبور بودیم در آن عروسی برویم به خاطر صله رحم ، موقع شام می رفتیم که تمام شده باشد .
در رادیو وتلویزیون هم اگر احساس می کردیم که موسیقی ای پخش می شود که شرعا گوش دادنش صحیح نیست ، صدا را قطع می کردیم و اینها باعث می شد که رسول ، مسایل دینی را بیاموزد .
یادم می آید یک بار زمانی که بچه بود ، سوار تاکسی شدم و راننده موسیقی حرام گذاشته بود . یکهو دیدم رسول گوش هایش را گرفته و سرش را بین دستانش پنهان کرده و انداخته پایین . گفتم : چیه مامان !!! گفت : گناه دارد نمی خواهم بشنوم.
برگرفته از: نرم افزار حریم حرم

شما به شاطری یک مدال نمی توانید بدهید ، بگوییم مرحبا شاطری این تپه را گرفت . بزرگتر از گرفتن یک جبهه یا یک منطقه بود . با حقیقت عمل و اخلاق خودش دل ها را تصرف کرد .
لذا بزرگی اش وقتی نمایان شد که رفت . آن وقت شما باید می رفتید جنوب لبنان و می دید مسیحی ها برای هیچ شهیدی در کلیساها و محله های خودشان چنین مجلسی نمی گیرند . تمام ادیان و مذاهبی که در جنوب وجود داشتند برای شهید شاطری مراسم گرفتند . مردم شهر های مختلف به او رجوع می کنند .
بعضی وقت ها انسان یک فرد را از دست می دهد و برای از دست دادن یک فرد متاثر می شود که آن فرد عزیز باشد . بعضی وقت ها یک فرد به اندازه یک شهر است . بعضی وقت ها به اندازه یک کشور است . نماد یک مذهب است . آدم افتخار می کند لذت می برد شیعه یعنی این.
حاج قاسم سلیمانی

شاید بعضی ها این تصور را دارند که زندگی با کسی که دایما در معرض شهادت است و خودش هم تمنای شهادت را دارد خیلی سخت است . اما برعکس زندگی محمد حسین خیلی پرشور بود .
با اینکه در هر سفرش احتمال داشت برنگردد اما برای زندگی اش برنامه داشت . حتی کار های کارشناسی اش را داشت انجام می داد .
خیلی به خانواده اش اهمیت می داد . کوچکترین فرصتی که گیر می آورد من را به گردش می برد .
با اینکه ساکت بود موقعش هم شوخی می کرد . با اینکه کار سنگین نظامی داشت همیشه با لبخند و گل می اومد . من هم همه آن گل ها را خشک کردم و نگه داشتم .
روز های جمعه که می شد صبح زود پا می شد تند تند کار ها را می کرد ، صبحانه و نهار را آماده می کرد ، لباس ها را می شست و......
در همه این کارها می خواست محبتش را ثابت کند .
نسبت به پدر و مادرش هم همین طور بود . حتی نسبت به مادر من . خیلی به برادر کوچکترش حواسش بود.
برگرفته از: نرم افزار مدافعان حریم حرم
