با دکتر «فرشته روحافزا» پژوهشگر و محقق، مدیر رصد و آمار شورای فرهنگی و اجتماعی زنان وهمسر دانشمند شهید «احمد حاتمی» که در حادثه تلخ سقوط جرثقیل در مسجد الحرام جان خود را از دست داد؛درباره ابعاد سیاسی و تربیتی حضرت زهرا (س) گفت وگوکردیم.
حضرت زهرا(س) در همراهی اسلام کم نگذاشت
حضرت زهرا (س) زندگی تکبعدی نداشتند و فقط به یک جنبه از زندگی خود توجه نمیکردند، جایگاه و منزلتی که ایشان در دین اسلام داشتند موجب میشد تا به عنوان پیامرسان دین الهی در کنار سایر کسانی که برای دین اسلام تلاش میکردند وظایف خود را انجام دهند. به طوری که میتوان گفت این بانوی بزرگوار برای دین اسلام فداکاریهای زیادی را انجام داد و به پیامبر (ص) نیز کمک زیادی میکردند. ایشان با حضور در جامعه و بررسی مشکلات مردم به آنها کمک میکردند تا بتوانند ابعاد ناشناخته دین اسلام را بشناسند و دچار ابهامی در این باره نشوند.
ایشان از نظر علمی یک الگوی کامل و توانا بود و حتی در جبهههای نبرد حق علیه باطل هم نقش خود را ایفا میکردند.
تربیت فرزندان با روحیه جهادی
دختر پیامبر(ص) از نظر درک علم و درست عمل کردن و رفتار و منش یک مسلمان دقیقاً منطبق با آن چیزی بودند که اسلام انتظار داشت و اگر به نوع رفتارها و منش ایشان در حوزههای مختلف نگاه کنیم متوجه میشویم که با توجه به سن کمشان و تعداد فرزندان و مسؤولیتهایی که خانهداری و همسرداری بر عهده ایشان میگذاشت باز هم نقش خود را در جامعه به درستی ایفا میکردند.
حضرت زهرا (س) برای تربیت فرزندانشان از بهترین روش تربیتی استفاده میکردند و کودکان را با بسیاری از مسائل به صورت بازیهای کودکانه آشنا کرده و حتی برای آنها بازیهای رقابتی ایجاد میکردند. در کنار بازی با کودکان محبت و توجه به فرزندان نیز حائز اهمیت است. رفتار ایشان برای همه ما درسی است که تنها با چند کتاب نمیتوان به واقعیت آن پی برد.

روزگار سختیها در شعب ابیطالب
حضرت زهرا (س) بانوی دو عالم کودکی بسیار متفاوت از کودکی همسن و سالان خود داشت. ایشان سن زیادی نداشتند که مادر خود را از دست دادند و با وجود اینکه نیاز به محبت بیشتری از سمت پدر داشتند اما خود سنگ صبور پدر شده و زمانی که پیامبر اکرم (ص) نیاز به استراحت، پرستاری و آرامش داشت، حضرت زهرا(س) که در آن زمان کودکی بیش نبود این کارها را برای پدرش انجام میداد. شعب ابیطالب و زندگی در آن یکی از مقاطعی بود که حضرت زهرا (س) نشان داد همراه پیامبر است و پدرش را در انجام رسالتش کمک میکند.
میتوان گفت یکی از دلایلی که پیامبر(ص) لقب امابیها را به ایشان دادند به این منظور بوده که نه تنها از جسم پدر مراقبت میکرد بلکه حمایت همهجانبه از حضرت محمد (ص) برای انجام رسالتش داشته است.
ازدواجی متفاوت از سبک زندگی پرزرق و برق
حضرت زهرا (س) و مراسم ازدواج ایشان با امام علی (ع) هم یکی از الگوهایی است که باید در زندگی به آن توجه کرد. ازدواج ایشان همراه با ارزشهای متعالی بود. طوری بود که کسی که از دوران کودکی در راه اسلام مبارزه میکرد و با همراهی و صبر، پیامبرش را یاری میکرد حالا و در زمان ازدواجش هم باز هم به اسلام و ارزشهای آن پایبند بود. ایشان زمانی که مراسم ازدواج به پایان میرسد در فکر فرو رفته بودند که حضرت علی (ع) علت آن را جویا میشود، حضرت فاطمه(س) در پاسخ به این سؤال گفتند که به این موضوع فکر میکردند که از خانه پدرم به خانه شما آمدهام و بعد از این منزل به خانه معبود میروم، این موضوع نشاندهنده این است که ایشان وفاداری خود را به حضرت علی (ع) در همان ابتدای زندگی مشترک نشان دادهاند. به حدی رفتار حضرت زهرا (س) نمونهای از رفتار یک انسان کامل و نمونه و منطبق بر دین اسلام است که نمیتوان به جز ایشان هیچ زنی را به عنوان الگو پذیرفت.
وقتی فرزندان از رفتار پدر ومادر الگو میگیرند
فرزندان از رفتار پدر و مادر الگو میگیرند و نه آن چیزی که درباره آن شعار میدهند و به آن عمل نمیکنند. حضرت زهرا(س) در زمان عبادت خود فرزندان را نیز کنار سجاده مینشاند تا نوع عبادت و سخن گفتن با خداوند را بیاموزند چنانچه امام حسن (ع) در روایتی به این موضوع اشاره کرده بودند.

ایشان در لحظات آخر عمر بابرکتشان خطاب به حضرت علی (ع) میفرمایند که تاکنون هیچ دروغی از من نشنیدید. این موضوع نشاندهنده این است که در زندگی مشترک هیچ موضوعی را از همسرش مخفی نمیکرده و در رابطه با کودکان نیز به آنها این آموزش را داده است که از دروغگویی پرهیز کنند. این موضوع اهمیت زیادی دارد چرا که در سبک زندگی کنونی دروغگویی و تبعات منفی آن در نظر گرفته نمیشود حال آنکه منشأ بسیاری از طلاقها موضوع دروغگویی است.
پا به پای مردان در میدان نبرد
در کنار میدانی که جنگ احد آنجا برپا شده بود، اتاقکی قرار دارد که روایت شده این اتاقک مربوط به اسکان حضرت زهرا (س) و فرزندانشان بوده است. ایشان در نزدیکی میدان نبرد برای پرستاری از مجروحین و کمک به مصدومان جنگ حضور پیدا کرده و از این وظیفه مهم نیز غافل نشده بودند. همچنین در زمانی که حضرت علی (ع) در غزوهها و جنگهای مختلف حضور داشتند و کمتر در خانه بودند، ایشان هم به امور خانه رسیدگی میکردند و هم حضور فیزیکی در برخی از میدانهای نبرد داشتند.
از شعب ابیطالب تا تربیت و مدیریت یک خانواده اهل بصیرت
میتوان ردپای بصیرت سیاسی را در جای جای زندگی حضرت زهرا (س) مشاهده کرد. دوران کودکی و تحمل سختیها در زمانی که مشرکین پیامبر اکرم (ص) را مورد اذیت و آزار قرار میدادند تا تربیت فرزندان به روش صحیح اسلامی و آشنا کردن آنها با قوانین سیاسی و عبادی اسلام همه و همه نشاندهنده این موضوع است. در مورد فدک و ظلمی که به حضرت علی (ع) شد نیز ایشان مانند یک انسان مقاوم ایستادگی داشتند و برای احقاق حق تا آخرین لحظه جنگیدند.
پیامبر اکرم (ص) در روایتی فرمودند که هر کسی باعث خشم حضرت فاطمه (س) شود خدا را خشمگین کرده و هر کسی موجبات رضایت او را فراهم آورد خداوند از او راضی است. همین موضوع نشاندهنده جایگاه والا و ویژه حضرت فاطمه (س) است.
حضرت زهرا (س) آن چنان عبادت میکردند و قرآن را تلاوت میکردند که فضه کنیز ایشان نیز تنها با آیات قرآن با مردم سخن میگفت. ایشان با وجود آنکه فدک را در اختیار داشتند اما به جای آنکه برای خود و خانواده هزینه کنند درآمد حاصل از آن را به فقرا میدادند و در عین سخاوت اسلام را تبلیغ میکردند و مروج آن بودند که این موضوع جنبه سیاسی نیز داشت.
مبارزه برای حق، خط مشی دختر پیامبر
وقتی پای احقاق حق در میان بود حضرت زهرا (س) نشان دادند که برای آن تا مبارزه تن به تن نیز پیش میروند چنانچه در پشت در منزل برای جلوگیری از دستگیری حضرت علی (ع) از جان خود گذشتند و زمانی که پس از ضربه خوردن در کنار در متوجه شدند که همسر ایشان دستگیر شده و ایشان را به مسجد بردهاند با وجود درد و رنج، خودشان را به مسجد رسانده و خطبه فدکیه را در حضور همه خواندند. خطبهای که از فلسفه عبادت و احکام اسلام شروع شد و پیشرفت اسلام و اثرات مسلمان شدن را به مردم نشان داد.
در این خطبه مشخص میشود که اگر مردم از راه صحیح اسلام منحرف شوند دیگر نمیتوانند از اثرات مثبت دین اسلام بهره ببرند. این کار ایشان و حمایت از حضرت علی (ع) فقط به این دلیل نبود که از همسرشان دفاع کنند بلکه موضوع ولایت و ولایتپذیری بود و نشان دادند تا آخرین قطره خون باید برای ولایت جنگید.
زهرا(س)، همسری که تا لحظه آخر امامش را تنها نگذاشت
یکی دیگر از جنبههای زندگی حضرت زهرا (س) این موضوع بود که پس از بیماری با وجود آنکه حال مساعدی نداشتند اما برای گرفتن بیعت از مهاجرین و انصار از حضرت علی (ع) خواستند مرکبی تهیه کنند تا ایشان خود به در منزل این افراد مراجعه کرده و از آنها بیعت بگیرند. با وجود آنکه با در بسته مواجه میشدند اما به این موضوع فکر نمیکردند که شأن دختر پیامبر با این کار پایین آمده و دست از تلاش خود برنمیداشتند و برای بار آخر سعی در آگاه کردن مردم داشتند تا از راه درست منحرف نشوند.
تعلیم مبانی اسلام به مردم
یکی دیگر از ابعاد شخصیت حضرت زهرا (س) صبر ایشان در مقابل کنجکاویها و سؤالهای مردم بود، در خانه ایشان همیشه به روی مردم باز بود تا بتوانند پرسشهای خود را مطرح کنند. برخی از مراجعان از اینکه ایشان را سؤالپیچ میکردند ناراحت و شرمنده میشدند که این بانوی گرانقدر به آنها میگفتند من دستمزد این کارم را از خداوند دریافت میکنم، پس جای نگرانی نیست و سؤالاتتان را درباره اسلام بپرسید. حتی در برخورد با کنیزشان نیز حد اعتدال را رعایت میکردند و کمک حال وی بودند به طوری که یک روز فضه کنیزشان کارهای منزل را انجام میداد و روز دیگر خودشان مسؤولیت کارها را بر عهده میگرفتند.
تربیتی که حسین(ع) و زینب (س) را به جهان هدیه داد
حضرت زهرا (س) یک زندگی سالم و با قناعت داشتند و افکار و رفتار ایشان در بین مسلمانان جایگاه والایی دارد درست در زمانی که در بین اعراب که هیچ کسی برای زنان ارزش قائل نبود پیامبر (ص) دست ایشان را میبوسید و این نشان از احترام به جایگاه ایشان در مقام یک زن داشت.
این بانوی نمونه امام حسین (ع) را برای کربلا و امام حسن(ع) را برای همراهی دین بعد از شهادت پدرشان تربیت کردند و حضرت زینب (س) نیز خود اسوهای برای صبر و مبارزه سیاسی است. یکی از مواردی که میتوان ردپای تربیت زهرایی را در کربلا دید این موضوع است که حضرت زهرا (س) اسارت، سیلی خوردن، سوخته شدن در منزل و از دست دادن فرزند در شکم را تجربه کردند و در مقابل همه این مشکلات و مصائب صبر و بردباری داشته و به فکر ترویج و زنده نگه داشتن دین اسلام و حمایت از ولایت بودند. همین موضوع در کربلا نیز تکرار شد و نقطه اوج آن زمانی بود که حضرت زینب (س) با سخنرانی در مجلس شام کاخ یزید و اهداف شومش را فرو ریخت و کاری کرد که جهانیان تا آخرین روز دنیا برای این مصیبت بزرگ میگریند. حضرت فاطمه(س) برای کمال جامعه و امت اسلامی، تا آخرین لحظه حیات پر برکتش تلاش کرد و ثمره زندگی چنین بانویی، انسان هایی شد که نقشی تأثیر گذار در تاریخ و هدایت جهانیان داشتند.
حضرت زهرا (س) با وجود آنکه در سن کم فرزندان زیادی داشتند و مسؤولیت
همسرداری و خانهداری نیز بر عهده ایشان بود اما به عنوان یک زن در جامعه
نقش خود را فراموش نکرده و با تعلیم زنان دیگر احقاق حق از همسر و همراهی
اسلام نشان دادند که یک الگوی کامل و ویژه برای تمامی زنانی به شمار
میروند که به دنبال آزادی و آزادگی هستند.
یکی از سختترین لحظههایی که بر اهل بیت رسول خدا (ص) گذشته است، شهادت جانگداز حضرت زهرا (س) است. این دشواری شاید برخاسته از آن باشد که ریحانةالنبی (س) تنها یادگار پیامبر اکرم (ص) بعد از ایشان بود که از سوی افرادی مورد هتک حرمت قرار گرفت که به جایگاه بلند حضرت زهرا (س) در نزد خدای متعال و رسول خدا (ص) آگاهی داشتند. با این وجود به خاطر مطامع دنیایی به آن حضرت (س) جسارت کرده و ایشان را به شهادت رساندند.
حضرت فاطمه (س) گرچه بعد از پدر بزرگوار خویش مدت زیادی عمر نکرد، ولی با این وجود تلاش کرد امت پیامبر اکرم (ص) را از انحراف نجات داده و ایشان را از افتادن به ورطه نابودی نجات دهد؛ به گونهای که جلوههایی از این تلاشها را میتوان در وصیت آن حضرت نظاره کرد.
توجه حضرت زهرا (س) به منسوبان خانه وحی در وصیت نامه
دختر رسول خدا (ص) در قسمتی از وصیت خویش که بُعد اجتماعی آن بیشتر به نظر
میآید، اموال خویش را ــ که شامل باغهای هفتگانه و .... ــ میشود بین
فرزندان خویش (۱) و همسران پیامبر و بنیهاشم (۲) تقسیم میکند. این موضوع
از آن جهت اهمیت زیادی دارد که برخی از این افراد که با وصیت آن حضرت از
ماترک وی ارث میبردند، اشخاصی بودند که یا در مقابل ظلمهایی که به آن
حضرت (س) شد، سکوت کردند یا اینکه حتی برخی از آنها در جبهه غاصبان خلافت
بودند، ولی آن حضرت (س) تلاش کرد با این وصیت همچنان این افراد را با
خاندان وحی در ارتباط قرار دهد تا بیشتر از آن در ورطه سقوط قرار نگیرند.
در بخشی دیگری از وصیت آن حضرت، ایشان سفارش به ساختن تابوت میکند تا حجم بدن ایشان، حتی بعد از فوت برای نامحرمان آشکار نشود (۳)، تا به تمام زنان مسلمان طول تاریخ این پیام را بدهد که حیا و حجاب محدود به زمان حیات و زنده بودن نیست، بلکه حتی پس از مرگ نیز یک بانوی مسلمان باید از این ارزش والای انسانی دفاع کند.
سیاسیترین بخش وصیت حضرت فاطمه (س)
حضرت زهرا (س) در پارهای دیگر از وصیت خویش تلاش کرد که برای همیشه تاریخ، غاصبان و بدعتگذاران در دین خاتم النبیین (ص) را رسوا کند از این رو به امیرالمؤمنین امام علی (ع) وصیت میکند که «مرا شبانه غسل بده و کفن کن و به خاک بسپار، اجازه نده اشخاصى که حقم را غصب کردند و اذیت و آزارم دادند، بر من نماز بخوانند یا به تشییع جنازهام حاضر شوند. زیرا دشمن من و دشمن رسول الله هستند».(۴)
شاید بتوان گفت که این قسمت از وصیت نامه آن حضرت سیاسیترین وصیت است که در طول تاریخ اسلام نوشته شده است، زیرا تا قیامت این سوال را برای همه مسلمانان باقی گذاشت که چرا اشخاصی که خویشتن را وصی رسول خدا (ص) میدیدند و بر جایگاه وی تکیه زده بودند، در تشییع جنازه پاره تن رسول خدا (ص) حاضر نشدند و حتی از محل دفن وی آگاهی پیدا نکردند!؟
رازی که امام علی در لحظات آخر عمر امابیها فهمید
آنچه بیشتر از همه در وصیت حضرت زهرا (س) میدرخشد و مایه امیدواری امت رسول خدا (ص) است، سفارش ایشان به دفن کردن قباله شفاعتی است که در زمان ازدواج با امام علی (ع) از سوی خدای متعال و به دست جبرئیل به آن حضرت داده شده است، در تاریخ در مورد این وصیت این گونه آمده است که آن حضرت خطاب به امیرالمؤمنین (ع) میفرماید: «ای اباالحسن! هنگامی که خواستی مرا دفن کنی، از این ظرف، کاغذی را بیرون بیاور و آن را در کفن من قرار بده و به آن نگاه نکن»! حضرت علی (ع) فرمود: در آن کاغذ چیست؟ عرض کرد: راز است. فرمود: به حق پیامبر(ص) قسمت میدهم که مرا از آن باخبر کن!
پس فاطمه (س) گفت: پدرم خواست مرا به تزویج شما درآورد، فرمود: ای فاطمه! آیا راضی هستی تو را به مهریه چهارصد درهم به ازدواج علی (ع) درآورم؟ عرض کردم: به ازدواج با علی (ع) راضی هستم؛ اما به مهریه چهارصد درهم راضی نیستم. پس جبرئیل آمد و گفت: یا رسول الله! خداوند متعال میفرماید: ما بهشت و آنچه در آن است را مِهر فاطمه قرار دادیم. من گفتم: راضی نیستم. پدرم فرمود: ای فاطمه! چه میخواهی؟ گفتم: (نجات) امت شما را میخواهم؛ زیرا قلب شما مشغول (و نگران ) امت است. پس جبرئیل بازگشت و سپس این ورقه را آورد که در آن نوشته شده بود: من امت محمد را صداق فاطمه قرار دادم! پس هنگامی که روز قیامت فرا رسد، من این کاغذ را روی دست میگیرم و عرضه میدارم: بار خدایا! این قباله شفاعت امت محمد (ص) است».(۵)
پینوشتها:
۱ـ التهذیب، شیخ طوسی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ اول، ۱۴۰۷ق، ج ۹، صص ۱۴۴ ۱۴۵.
۲ـ بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، داراحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ سوم، ۱۴۰۳ ق، ج ۱۰۰، ص ۱۸۴، ح ۱۳
۳ـ وسائل الشیعه، شیخ محمد بن حسن حر عاملی، مؤسسه آل البیت، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ق، ج ۳، ص ۲۲۱؛ ذخائر العقبی، ص ۵۳.
۴ـ بحار الأنوار، ج۴۳، ص: ۱۹۲.
۵ـ عوالم العلوم، عبدالله بحرانی، مؤسسه الامام المهدی (عج)، قم، چاپ اول، بی تا، ج ۱۱، صص ۴۶۰ و ۱۱۸۹.
واکنشها به اظهارات محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه با نشریه آلمانی «اشپیگل» که در آن گفته بود «دولت ترامپ میتواند گذشتهاش را جبران کند، تحریمها را بردارد و به میز مذاکره بازگردد» ادامه دارد.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس- واکنشها در روزهای اخیر پس از مصاحبه محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه با نشریه آلمانی «اشپیگل» که در آن گفته بود «دولت ترامپ میتواند گذشتهاش را جبران کند، تحریمها را بردارد و به میز مذاکره بازگردد» ادامه دارد.
طبق این گزارش بسیاری از فعالان سیاسی و کارشناسان حوزه بین الملل از جمله نمایندگان مجلس شورای اسلامی معتقدند این ادبیات وزیر امور خارجه پس از ترور ناجوانمردانه سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی موجبات توهین به ملت ایران است.
در همین رابطه برخی نیز اعتقاد دارند استقلال و اقتدار ما در سطح منطقه و جهان ثمره خون صدها هزار شهید است و در چنین شرایطی که آمریکا اقدام به ترور شهید حاج قاسم سلیمانی کده، باید تاوان سختی هم برای آن بدهد نه اینکه وزیر خارجه ایران تمایل به مذاکره کند.
*وزیر خارجهِ کدام ایران؟!

در این باره حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان طی یادداشتی با عنوان «وزیر خارجهِ کدام ایران؟!» نوشت: ترامپ با صراحت اعلام کرده است که شخصاً دستور ترور سردار سلیمانی را صادر کرده است. آقای ظریف از مذاکره با قاتل سردار سلیمانی شهید چه هدفی را دنبال میکنند؟! و آیا اظهارات ایشان نادیده گرفتن خون پاک سردار سلیمانی و یاران شهیدش نیست؟!
همچنین شریعتمداری در یادداشت خود خاطر نشان کرد: آمریکا با همه توان در پی آن است که از ایران اسلامی صدایی متفاوت و مغایر با صدای انقلاب بشنود و متاسفانه آقای ظریف بیآنکه بدانند، با اظهارات خویش در مصاحبه با اشپیگل این فرصت را در اختیار دشمن قرار دادهاند!
*طرح مذاکره مجدد با آمریکا ذلّت برای شخص ظریف است

احد آزادیخواه نماینده مردم ملایر در مجلس نیز به خبرنگار فارس گفت: اصرار و پایبندی دولت به مذاکره با غربیها به حد افراط رسیده است.متاسفانه آقای محمدجواد ظریف در حالی بحث مذاکره مجدد با آمریکا را مطرح میکند که خود توسط ایالات متحده تحریم شده و ایالات متحده بارها او را تحقیر کرده است که البته این موضوعات بعد از هزاران بار روی خوش نشان دادن او به آنها بوده است. وقتی عاقبت برجام تحریم وزیر خارجه کشورمان و از دست رفتن زمان و سرمایههای جمهوری اسلامی و عقب ماندن از قطار توسعه و پیشرفت بوده چه معنایی دارد که دولتمردان بحث مذاکره مجدد را مطرح کنند؟
*مذاکره مجدد با آمریکا خلاف ضوابط راهبردی تعیین شده رهبر انقلاب است

سیدقاسم جاسمی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی دیگر نمایندهای بود که در این درباره اظهارات اخیر محمدجواد ظریف تاکید کرد: ارها در کمیسیون امنیت ملی به وزیر خارجه تذکر دادهایم که به جای تمرکز انرژی و وقت زیاد برای مذاکره درباره برجام و شکست آن و فرجام عبث آن، انرژی خود را صرف 16-17 کشور همسایه میکردید نتایج بیشتری به دست میآمد.مذاکره مجدد با آمریکا خلاف ضوابط راهبردی تعیین شده رهبر انقلاب است.
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس تصریح کرد: طبق آموزههای دینی به ما متذکر شدهاند نباید مومن از یک سوراخ چند بار گزیده شود لذا نمیدانم چرا دولت و دولتمردان بحث مذاکره با آمریکا را پیش کشیدهاند در حالی که ایالات متحده به هیچ وجه قابل اعتماد نیست.
*پیام ملت ایران در تشییع پیکر شهدای مقاومت ایستادگی بود نه مذاکره مجدد

حسن کامران نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی در این باره خاطر نشان کرد: اگر آقای ظریف این حرف را زده است باید توبه کند.هر مسئولی که از مردم فاصله بگیرد قطعا با عدم مقبولیت مواجه خواهد شد.دولت بهتر است اگر بنای رفراندوم و نظرسنجی دارد موضوع مذاکره مجدد با آمریکا را به رفراندوم بگذارد تا نتایج آن را متوجه شود؛ همین حرفها و اظهارات باعث شده است که مردم نسبت به لاریجانی و روحانی نگاه بدی داشته باشند که در مراجعه به رفراندوم نظرات مردم را نسبت به این دو فرد متوجه شد.
نماینده مردم اصفهان در مجلس تاکید کرد: متاسفانه دولت به توان داخلی اعتقاد ندارد و مرتب نگاهش به خارج از کشور است. متاسفانه ما با برخی مدیران و مسئولینی در کشور مواجه هستیم که در اظهاراتشان واژههای مقام معظم رهبری و انقلاب اسلامی را بیان میکنند ولی در عمل به آن پایبند نبوده و ضد آن و آرمانهای امام خمینی و شهدا و ملت رفتار میکنند.
*طرح مذاکره با آمریکا فروش عزت و شرف ایران به اجنبیهاست

علی اکبر کریمی نماینده مردم اراک در مجلس شورای اسلامی نیز از جمله افرادی بود که نسبت به مصاحبه ظریف با نشریه آلمانی «اشپیگل» موضع گرفت. علیاکبر کریمی با اشاره به اظهارات اخیر محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه درباره مذاکره مجدد با آمریکا گفت: در شرایطی که همه ملت ایران به این باور رسیدهاند که آمریکا یک رژیم جنایتکار و تروریسم است و در طول 41 سال پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی همواره کینه ورزی و دشمنیاش را در قبال ملت ایران به اثبات رساندهاند مذاکره مجدد با این رژیم و اعتماد به وعدههای آن عاقلانه نیست.
وی همچنین بیان داشت: افرادی که بحث مذاکره مجدد با آمریکا را به عنوان مواضعشان اعلام میکنند باید پاسخگوی ملت بزرگ ایران باشند.
* چرا دولت از موضع ذلت به دنبال گدایی مذاکره با آمریکا است

حجتالاسلام مجتبی ذوالنوری که ریاست کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس را برعهده دارد نیز در این باره تاکید کرد: منشأ تمام گرفتاریهای ملت ما آمریکاییها هستند. تحریمها را برخلاف همه تعهداتشان در برجام تشدید کردند. وقتی این چنین است چرا دولت باید از موضع ذلت به گدایی مذاکره با آمریکا بپردازد.
رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اظهار داشت: دولت خلاف عزت و شأن و اقتدار و عزت ملت حرکت میکند. موضع نظام و رهبری معظم در مورد مذاکره مشخص است و در رفتار آمریکاییها نیز به وضوح معلوم است که برخلاف منافع ملی ما رفتار و اقدام میکند.
وی خاطرنشان کرد: این حرکت دولت حرکت بسیار بدی است که به دنبال مذاکره با آمریکاست و امیدواریم که سر عقل بیاید و دست از این حرکت بردارد. این حرکت ناپسند است و مورد قبول ملت ما نیست و نخواهد بود. به نظر من وزیر امور خارجه مجری سیاستهای آقای رئیسجمهور است، لذا این اقدام وی در راستای اجرای سیاستهای دولت و آقای رئیسجمهور بوده است.
*آمادگی ظریف برای مذاکره با آمریکا را پس از ترور سردار سلیمانی هیچ وطنپرستی نمیپسندد
حجتالاسلام حسن نوروزی نماینده مردم رباط کریم در مجلس شورای اسلامی گفت: وقتی آمریکا یکی از بهترین رزمندگان ما را به شهادت میرساند و به کوچکترین میثاقهای بینالمللی توجهی ندارد، ما بخواهیم با آن مذاکره کنیم چیزی جزء مرعوب شدن نیست.
وی افزود: اگر بخواهیم با مسامحه با موضوع برخورد کنیم باید بگوییم که آقای ظریف در برابر آمریکاییها یا مرعوب شده و یا مرتکب بیتدبیری شده است و این اعلام نظر از سوی وی مبنی بر آمادگی مذاکره با آمریکا از سر سادگی و نشناختن فضای موجود است.
عضو فراکسیون روحانیت مجلس اظهار داشت: آقای ظریف نمیدانند که از دست دادن شهیدانی همچون سردار سلیمانی یعنی چه؟ سردار سلیمانی و دیگر شهدای ما سرمایههای ملی ما هستند و با هیچ منطقی سازگار نیست که با دشمنی که سرمایههای ما را به شهادت رسانده بخواهیم مذاکره کنیم. اگر آقای ظریف روزهایی را در جبهه گذرانده بود و اگر جانباز و یا اسیر شده بود این رفتارها از وی سر نمیزد.
وی در پایان گفت: استقلال و اقتدار ما در سطح منطقه و جهان ثمره خون صدها هزار شهید است؛ آقای ظریف باید دقت زیادی داشته باشد که دل خانوادههای شهدا، جانبازان و رزمندگان را نلرزاند. این گونه رفتارها (اعلام آمادگی برای مذاکره با آمریکا)، علاوه بر اینکه نشاندهنده مرعوب شدن در برابر آمریکاست مورد پسند هیچ میهنپرستی هم نیست.
*ظریف چگونه از تجربه برجام و اتفاقات اخیر درس نگرفتهاست؟
سید محمد معین میرابراهیمی معاون سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در گفتوگو با خبرگزاری فارس بیان داشت: این سخنان در حالی که تنها ۲۳ روز از شهادت سردار بینالمللی مقاومت میگذرد، بیاحترامی به صاحبعزای این شهید بزرگوار، یعنی ملت ایران و همه ملتهای منطقه که برای ریخته شدن خون این شهید به خروش آمدند، میباشد.
وی ادامه داد: آقای ظریف دیروز و در مصاحبه با اشپیگل آلمان مدعی شده: «دولت ترامپ میتواند به میز مذاکره برگردد، ما همچنان بر سر این میز نشستهایم... صبر ما زیاد است!» این در حالیست که اولاً رهبر معظم انقلاب در خطبههای نماز جمعه ۲۷ دی ماه امسال به صراحت اعلام کردند: «ما از مذاکره هم ابائی نداریم؛ البتّه نه با آمریکا، با دیگران؛ امّا نه از موضع ضعف، از موضع قوّت، از موضع قدرت» و بیان این اظهارات، حتی اگر عنوان شود که صرفاً دارای مصرف خارجیست، صحیح نیست و چهبسا برای رسانههای خارجی بیانگر تشتت میان مسئولین نظام در این قضیه مهم باشد.
شهید غلام رضا خاکسار در سال 1343 در یکی از محلات جنوب تهران(خانی آباد) به دنیا آمد و تا کلاس ششم ابتدایی درس خواند و چون وضع مالی خانواده اش خوب نبود، برای کمک به امر معاش خانواده به کار مشغول شد و بعد از آن همیشه در بستر بیماری بود، هنوز سنش قانونی نشده بود که انقلاب اسلامی رخ داد و غلام رضا با شرکت در راهپیمایی ها به عنوان فردی متعهد و مسلمانی مبارز حضور فعال خود را در صحنه های تظاهرات حفظ کرد و از همان موقع عشق به جمهوری اسلامی و وامام امت در وجود او نمایان شد و به مرور این علاقه زیاد و زیادتر می شد تا اینکه در سال 61 به همراه یکی از نزدیکان به پادگان دوکوهه رفت و زمانی که آن فضا و محیط عارفانه و عاشقانه و بی ریای جبهه را دید بعد از یک هفته تصمیم گرفت که به تهران باز گردد و به عضویت بسیج بیست میلیونی درآید و در آموزش نظامی و تاکتیکی و کلاس های ایدیولوژی شرکت نماید. او حتی شب ها در خیابان ها مساجد نگهبانی می داد.خودسازی رابه طور جدی و کامل آغاز نمود و تصمیم گرفت که هر شب جمعه به هیئت محل(مکتب المهدی) برود و از ان جا که علاقه ی شدیدی به مکتب اهل بیت(علیهم السلام) داش، خود را خدمت گزار و خادم مولایمان ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) می دانست..
در سال 61 به همراه یکی از نزدیکان به پادگان دوکوهه رفت و زمانی که آن فضا و محیط عارفانه و عاشقانه و بی ریای جبهه را دید بعد از یک هفته تصمیم گرفت که به تهران باز گردد و به عضویت بسیج بیست میلیونی درآید و در آموزش نظامی و تاکتیکی و کلاس های ایدیولوژی شرکت نماید. او حتی شب ها در خیابان ها مساجد نگهبانی می داد.خودسازی رابه طور جدی و کامل آغاز نمود و تصمیم گرفت که هر شب جمعه به هیئت محل(مکتب المهدی) برود و از ان جا که علاقه ی شدیدی به مکتب اهل بیت(علیهم السلام) داشت، خود را خدمت گزار و خادم مولایمان ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) می دانست. شهید غلام رضا با اینکه فقط سواد ابتدای داشت، اما از هوش و عقل و شعور و معرفت خدادادی برخوردار بود و حتی این اواخر از هر نظر به تکامل رسیده بود خط زیبای او زبان زد دیگران بود. از دیگر خوصیات مهم غلام رضا محبت به دیگران و بی ریایی، فداکاری، دلسوزی، درستکاری و خلوص نیت را می توان نام برد. بیشتر اوقات بیکاری خود را در خانه به نوشتن نوحه های اهل بیت و شهدا و گوش دادن به نوارهای مذهبی و مطالعه ی کتاب های اسلامی و ورزشی می گذراند.
او طی دوران جنگ تحمیلی بارها به جبهه اعزام شد و طی این سالها بارها زخمی و شیمیایی شد. آخرین روزی که برای خداحافظی نزد من آمده بود چهره ای نورانی و دوست داشتنی داشت ولی نمی دانستم که این چهره ی نورانی نشان دهنده ی پیوستن او به لقاءالله است. او در عملیات کربلای 8 در کنار دریاچه ی ماهی (شلمچه) به فیض شهادت نایل آمد. به گفته ی همرزمانش، غلام رضا شیری بود که در میان آتش و خون به پیش می رفت با این که خود آرپی جی زن بود در جلوی دیگران حرکت می کرد و گویا تعداد زیادی از بعثیان کافر را به هلاکت می رساند و وقتی که مهمات خودش به پایان می رسد از مهمات دوستانش استفاده می کند و برای خاموش کردن کمین دشمن پیش قدم می شود و با پرتاب هر نارنجک، آیه ی مبارکه ی(وجعلنا) را می خواند و نارنجک ها را به سوی دشمن می اندازد و در آخر زمانی که نارنجک هایش به پایان می رسد، نارنجکی از سوی دشمن جلوی پایش می افتدو او با ایثارگری و شجاعت خود نارنجک را در آغوش می گیرد که مبادا دوستان دیگرش آسیبی ببینند. و در همین لحظه است که به معبود خود و به چیزی که عشق می ورزید رسید. عروج خونین و پرواز پر شکوهت از عالم ملک به ملکوت اعلا و نظارت به وجه الله بر پویندگان راهت مبارک باد.
شهید غلام رضا با اینکه فقط سواد ابتدای داشت، اما از هوش و عقل و شعور و معرفت خدادادی برخوردار بود و حتی این اواخر از هر نظر به تکامل رسیده بود خط زیبای او زبان زد دیگران بود.
از دیگر خوصیات مهم غلام رضا محبت به دیگران و بی ریایی، فداکاری، دلسوزی، درستکاری و خلوص نیت را می توان نام برد. بیشتر اوقات بیکاری خود را در خانه به نوشتن نوحه های اهل بیت و شهدا و گوش دادن به نوارهای مذهبی و مطالعه ی کتاب های اسلامی و ورزشی می گذراند.
او طی دوران جنگ تحمیلی بارها به جبهه اعزام شد و طی این سالها بارها زخمی و شیمیایی شد. آخرین روزی که برای خداحافظی نزد من آمده بود چهره ای نورانی و دوست داشتنی داشت ولی نمی دانستم که این چهره ی نورانی نشان دهنده ی پیوستن او به لقاءالله است. او در عملیات کربلای 8 در کنار دریاچه ی ماهی (شلمچه) به فیض شهادت نایل آمد. به گفته ی همرزمانش، غلام رضا شیری بود که در میان آتش و خون به پیش می رفت با این که خود آرپی جی زن بود در جلوی دیگران حرکت می کرد و گویا تعداد زیادی از بعثیان کافر را به هلاکت می رساند و وقتی که مهمات خودش به پایان می رسد از مهمات دوستانش استفاده می کند و برای خاموش کردن کمین دشمن پیش قدم می شود و با پرتاب هر نارنجک، آیه ی مبارکه ی(وجعلنا) را می خواند و نارنجک ها را به سوی دشمن می اندازد و در آخر زمانی که نارنجک هایش به پایان می رسد، نارنجکی از سوی دشمن جلوی پایش می افتدو او با ایثارگری و شجاعت خود نارنجک را در آغوش می گیرد که مبادا دوستان دیگرش آسیبی ببینند. و در همین لحظه است که به معبود خود و به چیزی که عشق می ورزید رسید. عروج خونین و پرواز پر شکوهت از عالم ملک به ملکوت اعلا و نظارت به وجه الله بر پویندگان راهت مبارک باد..
فلیقاتل فی سبیل الله الذین یشرون الحیوة الدنیا بالاخرة ومن یقاتل فی سبیل الله فیقتل او یغلب فسوف نؤتیه اجراً عظیما»؛ مؤمنان باید در راه خدا با آنان که زندگی مادی دنیا را به آخرت برگزیدند جهاد کنند و هرکس در جهاد به راه خدا کشته شد یا فاتح گردید پس او را در بهشت ابدی اجری عظیم دهیم.
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران امام امت و امت شهید پرور و با عرض سلام به خانواده ی عزیزم، این بنده ی حقیر و محتاج و ضعیف درگاه حق تعالی در نظر داشتم به پدر و مادر و نزدیکان و آشنایان چیزی به عنوان وصیت ننویسم چرا که خودم را جزء صالحان امام زمان (عج) و پذیرفته شدگان درگاه حضرت حق تعالی نمی بینم و وقتی به گذشته ام می نگرم سراسر معصیت و گناه می بینم و مگر نه این که شهدا از نیکان هستند و شرط به فیض شهادت نایل آمدن اخلاص و عمل نیک است که من نه عمل نیک دارم نه اخلاص، اما وقتی نگاهی به رحمت واسعه ی الهی انداختم خودم را برای شهادت آماده کرده ام و مقصود و هدفم از رفتن به جبهه یاری کردن اسلام و دفاع از ناموس و شرفم است و باید از آن دفاع کنیم ، وسیله ام شهادت است که خلعت الله اکبر پوشیده است و در این راه گام زده ام و اگر خونم ریخته شد آن را در راه مریدان امام هدیه کرده ام.
پدر و مادر ای شماهایی که قدرتان را ندانستم و در لحظه ی آخر احساس می کنم که نیاز شدید به رضایت شما نسبت به خودم دارم. از شما حلالیت می طلبم و اگر حلالیت شما نصیبم شود بر این حلالیت مباهات می کنم و از شما می خواهم اگر از خود چیزی در این دنیای فانی گذاشته ام در مسیر اسلام خرج کنید. شما را به خاطر خدا و رسول خدا ترک کردم و عازم جبهه ی حق علیه باطل هستم بدانید که قلبم با شماست و همواره با شما خواهد بود و غم و اندوه به خود راه ندهید؛ زیرا آن که به من جان و حیات داده اینک جانم را خریده و من هم با کمال میل جانم را هدیه می کنم و باز می گردم به سوی او؛ « انالله و اناالیه الراجعون».
مادرم ، مادری که تنها آرزوی فرزند برای شما خوشبختی است. اگر من شهید شدم خوشبختی شما هم فرا می رسد و هیچ وقت از کارهای من برای دیگران تعریف نکن و اگر جنازه ام بدستتان نرسید سعی کن مثل دیگر مادران شهیدان صبر داشته باشی. مادر قبر حضرت فاطمه الزهرا (ع) گم نیست پس باید استقامت کرد و اگر خواستی گریه کنی در خلوت گریه کن آن هم برای اباعبدالله الحسین (ع).
اشک های مادر شهیدان است که سیلی از آن روان می شود و کاخ ستمگران و جباران را از ریشه می کند و در گورستان تاریخ دفن می کند و در آخر از خانواده ی محترم و گرامی ام می خواهم که راه امام را دنبال کنند که راه خداست شهادت مقطعی از حرکت تکاملی است که انسان به وجود مطلق می پیوندد و از طغیان و زبونی در می آید تا بتواند به ملاقات حق برود، مطمئناً باید یکی را انتخاب کنید یا حسین (ع) و شهادت و یا یزید کفر را.
مکتب اسلام مکتبی است که انسان می سازد و کارخانه ی انسان سازی دارد و به او راه می دهد و ایمان می بخشد تا هیچگاه سر تسلیم در برابر ظلم و ستم فرود نیاورد ، اکنون با قلبی مالامال از عشق به الله به سوی جبهه برای دفاع از اسلام می روم تا به ندای « هل من ناصر ینصرنی » امام امت خمینی بت شکن لبیک گویم و بگویم که ای امام این جان ناقابل چیزی نیست که در راه خدا تکه تکه شود. ای کاش هزار جان داشتم و در راه خدا هدیه می کردم ، من راهم را آگاهانه و خالصانه انتخاب کردم که اگر شهید شدم با صدای رسا به گوش منافقان و کفار برسانید که ما با آگاهی و شناخت کافی بدون هیچ چشم داشتی در این راه قدم نهادیم. دوست دارم شهید شوم نمی خواهم که مرگ سراغم بیاید می خواهم خودم سراغ مرگ بروم ، چه مرگی بهتر از این که انسان در راه خدا کشته شود.
ای پدر و مادر عزیز اگرچه فرزند خوبی برایتان نبودم اما امیدوارم مرا ببخشید و بدانید که دوست ندارم وقتی که شهید شدم گریه کنید چون از گریه های شما منافقین وخدانشناس ها خوشحال می شوند ، دوست دارم فکر کنید که شب عروسی من است و روی دامادی مرا می بینید وخوشحال هستید.
و تو ای برادر بزرگم که هیچ وقت حرف تو را گوش نکردم و به حرفهایت توجه نمی کردم امیدوارم که مرا ببخشی و تو ای برادر عزیزم جوانانی مثل شما رشید و دلیر باید پاسدار حرمت خون این شهدا باشید وهمواره کارهایتان فقط برای رضای خدا باشد، چون چیزی در این دنیای فانی باقی نمی ماند ، از تمام فامیل های دور و نزدیک بخواهید که اگر از من بدی دیده اند مرا ببخشند وسلام مرا به تک تک آنها برسانید و برای روح شهدای اسلام از حسینی تا خمینی ، فاتحه بخوانید.
بی عشق خمینی نتوان عاشق مهدی شد. دوست دارم تا وقتی که جنگ است امام و رزمندگان را دعا کنید. انشاء الله.