زندگی عاشقانه به سبک شهدا

کپی مطالب و اشاعه فرهنگ شهدا صدقه جاریه است و آزاد با ذکر صلوات

زندگی عاشقانه به سبک شهدا

کپی مطالب و اشاعه فرهنگ شهدا صدقه جاریه است و آزاد با ذکر صلوات

یکی از کارهای بسیار قهرمانانه شهید مدافع حرم سیدجاسم نوری ایجاد اختلاف بین داعش و النصره بود

به عراق رفت و به عنوان نیروی داوطلب عادی عازم نبرد داعش شد .به واسطه لهجه غلیظ عربی ،به مناطقی که تحت نفوذ داعش بود می‌رفت و اطلاعات لازم را به دست می‌آورد ،

یکی از کارهای بسیار قهرمانانه سید ایجاد اختلاف  بین داعش و النصره بود

دوستانش می‌گفتند: سید یک مرتبه همراه چند تن از همرزمانش به مقر داعشی‌ها سرکشی کرده بودند و مقداری غذا و خوراکی به غنیمت آورده بودند.

به نقل از همسر شهید مدافع حرم جاسم نوری

شهید جاسم نوری : همیشه گوش به زنگ حرف حضرت آقا بود، می‌گفت ما باید ببینیم در مسائل ریز و درشت آقا چه می‌گویند

همیشه گوش به زنگ حرف حضرت آقا بود، می‌گفت ما باید ببینیم در مسائل ریز و درشت آقا چه می‌گویند

سید فردی بسیار با تقوا، منظم و فعال ،خنده‌رو، متواضع، اجتماعی و حساس روی اعتقاداتش بود .همیشه گره از مشکلات دوستانش باز می کرد، در عوض از آنها می‌خواست که برای شهادتش دعا کنند.

سید جانباز شیمیایی بود و بیشتر فصل سرما را در بیمارستان سپری می‌کرد و به گونه‌ای می‌شد که حتی نمی‌توانست حرف بزند و مجبور بود همه حرف‌هایش را بر روی برگه بنویسد تا اینکه به پیاده‌روی اربعین رفت و کمی حالش بهتر شد.   به نظرم امام حسین(ع) شفایش داده بود

شهید مدافع حرم موسی رجبی : سالها مداحی کرده ام وفقط حرف زده ام حالا وقت عمل کردن است

می گفت : سالها مداحی کرده ام وفقط حرف زده ام حالا وقت عمل کردن است. لذا با وجود دو فرزند خردسال و نوجوانش،  پای بر روی حوائج دنیوی خود گذاشت وعلیرغم اینکه نیروی ویژه نظامی نبود. دوره های پیش نیاز و تخصصی مختلفی را جهت حضور و مقابله با گرگ ها و دشمنان اسلام که در لباس میش به میدان آمده بودند ، با موفقیت و توان بالا گذراند وراه سرخ شهادت که همانا راه رسوال الله و فرزندان اطهرش است را انتخاب نمود.

روز پنج شنبه 31 خرداد سال 97 در حالیکه روزه بود به همرزمش می گوید خواب دیدم شهید میشوم . غسل شهادت میکند و بعد از انکه روزه خود را با  افطار باز میکند و نماز میخواند به درجه رفیع شهادت نائل میشود

اهمیت شرکت در راهپیمایی روز قدس و مراسمات سیاسی مذهبی برای شهید مدافع حرم شهید محمدحسین علیخانی

خیلی به مسائل سیاسی توجه داشت، شب قبل از روز قدس از سوریه تماس گرفت و گفت: امشب افطاری برای بچه‌ها غذای خوبی درست کنم و سحری مناسبی هم به آن‌ها بدهم تا فردا صبح برای راهپیمایی آماده باشند و بتوانند در راهپیمایی شرکت کنند.من هم آن شب غذای مفصلی تدارک دیدم تا سحری با بچه‌ها بخوریم، اما برعکس شب‌های دیگر سحر خواب ماندیم و بعد از اذان صبح بیدار شدیم. به بچه‌ها گفتم این دفعه ایرادی ندارد اگر به خاطر پدرتان می‌خواهید به راهپیمایی بیایید و اذیت می‌شوید، من خودم می‌روم، ولی آن‌ها قبول نکردند و گفتند اگر پدرمان زنگ بزند و از ما بپرسد که به راهپیمایی رفته‌اید یا نه و ما بگوییم نرفته‌ایم شرمنده می‌شویم. با وجود گرسنگی و تشنگی که داشتند (هوا خیلی گرم بود، مرداد ماه بود) در راهپیمایی شرکت کردند و وقتی شب همسرم زنگ زد و پرسید راهپیمایی رفتید یا نه، ماجرا را برایش گفتم، خیلی خوشحال شد، این مسائل خیلی برایش مهم بود.

شهید مدافع حرم محمد حسین علیخانی :اگر من به این فکر کنم که بروم و جنگ کنم و شهید شوم این خود خودکشی است

می گفت : اگر من به این فکر کنم که بروم و جنگ کنم و شهید شوم این خود خودکشی است

من می‌خواهم اگر می‌توانم کاری برای اسلام انجام بدهم، من برای دفاع از دین اسلام می‌روم، البته اگر در این راه شهید شوم خدا را شکر می‌کنم ، دوست دارم جزو یاران و سربازان امام‌زمان (عج) شوم و در کنار ایشان شمشیر بزنم، دید او بسیار وسیع بود.